ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٢ - وجه جمع بين دو آيهاى كه يكى وجود دوستى را در قيامت اثبات و ديگرى نفى مىكند
بعد از آنكه آنها را به وسيله رسول گراميش و بخاطر گمراه كردن مردم از راه خدا تهديد به عذاب قيامت كرد، اينك به وسيله همان پيامبر بندگان خود را كه ايمان آوردهاند دستور مىدهد كه او را رها نكنند و تا روز قيامت- كه در آن روز ديگر مجالى براى جبران سعادتهاى فوت شده نيست، و ديگر با هيچ وسيلهاى از وسايل موجود در دنيا كه يا معاوضه، و دادن چيزى و گرفتن چيزى است، و يا دوستى و محبت است، نمىتوان چيزهايى كه از دست رفته جبران كرد- فرا نرسيده، راه خدا و ريسمان محكم او را از دست ندهند، چون روز قيامت فقط و فقط روز حساب و جزا است و شان آن روز تنها همين است و شان ديگرى در آن نيست.
از اينجا روشن مىشود كه جمله(يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا) بيان از راه خدا است و در معرفى راه خدا، تنها به اين دو اكتفاء كرد، چون ساير وظائف و دستورات شرعى كه هر يك به تناسب خود، شانى از شؤون حيات دنيوى را اصلاح مىكند- عدهاى از قبيل نماز ميان بنده و پروردگار او را، و عدهاى نظير انفاق، ميان بنده با بندگان ديگر را اصلاح مىنمايد- همه از آن دو ركن، منشعب مىشوند.
و دو جمله يقيموا و ينفقوا از اين نظر مجزوم (بدون نون) آمدهاند كه در جواب امر و مقول قول حذف شده قرار گرفتهاند و تقدير كلام چنين است: قل اقيموا الصلاة و انفقوا ...، يقيموا الصلاة و ينفقوا ... .
انفاقى كه در آيه شريفه آمده انفاق معينى نيست، بلكه مطلق انفاق در راه خداست، چون سوره مورد بحث مكى است و در مكه هنوز آيهاى در باره زكات معين اسلامى نازل نشده بود. و مقصود از انفاق سرى و علنى اين است كه انفاق بر مقتضاى ادب دينى انجام گيرد، آنجا كه ادب، اقتضاى پنهان بودن را دارد، پنهانى انفاق كنند و هر جا كه ادب، علنى آن را مىپسندد، علنى بدهند، به هر حال، مطلوب از انفاق اين است كه هر گوشه و شانى از شؤون اجتماع كه در شرف فساد و تباهى است اصلاح شود، و بر جامعه مسلمين خللى وارد نيايد.
[وجه جمع بين دو آيهاى كه يكى وجود دوستى را در قيامت اثبات و ديگرى نفى مىكند]
و اگر در اين آيه مىفرمايد كه در روز قيامت دوستى و خلت نيست، منافات با آيه( الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ)[١]( ) كه براى آن روز دوستى را اثبات مىكند ندارد، زيرا نسبت ميان اين دو آيه به اصطلاح منطقىها نسبت عموم و خصوص
[١] در آن روز دوستان همه با يكديگر دشمنند، بجز متقين. سوره زخرف آيه ٦٧.