ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٩٨ - بيان آيات مفاد كلى سوره نحل و بيان اينكه آيات صدر سوره در مدينه و آيات ذيل آن در مكه نازل شده است
پذيرند عبرتهاست (١٣).
او است كه دريا را به خدمت گرفت تا از آن گوشت تازه خوريد و از آن زيورى برون آريد كه پيرايه و زينت خويش كنيد و كشتى را مىبينيد كه آب را مىشكافد (تا شما تجارت كنيد) و از كرم وى فزونى جوييد و شايد سپاس داريد (١٤).
و در زمين لنگرهايى از كوهها افكند تا شما را نلرزاند و جويها و راههايى ايجاد كرد تا شايد هدايت يابيد (١٥).
و علامتهايى قرار داد كه آنها بوسيله ستارگان هدايت مىشوند (١٦).
آيا آنكه خلق كند و آنكه خلق نكند يكسان است چرا اندرز نمىگيريد!! (١٧).
اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را بشماريد نتوانيد شمرد كه همانا خدا آمرزگار و رحيم است (١٨).
آنچه را نهان كنيد و آنچه را عيان كنيد خدا مىداند (١٩).
معبودهايى را كه غير از خدا مىخوانند چيزى را خلق نمىكنند بلكه خودشان هم مخلوقند (٢٠).
مردگانند نه زندگان و ندانند چه وقت از نو زنده مىشوند (٢١).
بيان آيات [مفاد كلى سوره نحل و بيان اينكه آيات صدر سوره در مدينه و آيات ذيل آن در مكه نازل شده است]
اگر به دقت در اين سوره نظر كنيم ظن قوى پيدا مىشود كه صدر اين سوره از آياتى است كه در روزهاى آخر توقف رسول خدا ٦ در مكه در نزديكىهاى مهاجرتش به مدينه نازل شده است، و اين آيات، چهل آيه اول آنست، كه خداى سبحان در قسمتى از آن انواع نعمتهاى آسمانى و زمينى را كه مايه حيات انسانى است و انسان در معاشش از آن بهرهمند مىشود خاطر نشان فرموده و از راه نظام متقن و تدبير يك نواختى كه در آنها است بر وحدانيت خود در ربوبيت استدلال فرموده است.
و در قسمتى ديگر، احتجاج مىكند بر بطلان پندارهاى مشركين و بى ثمر بودن مساعى ايشان و اينكه به زودى كيفر ايشان را مىدهد، هم چنان كه امتهاى گذشته را كه مثل اينان بودند كيفر داد، و به زودى در روز قيامت در حق آنان فصل قضاء مىكند.
خداى سبحان اين آيات را با جمله(أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ) افتتاح نموده و آيات احتجاج را بر تقديس و تنزيه و تسبيحى كه در آنست متفرع كرد، و از اين تفريع چنين فهميده مىشود كه غرض عمده از آيات صدر سوره اين است كه از نزديك بودن امر الهى خبر دهد و هشدار دهد كه به زودى بر آنان نازل مىشود، و نيز در اين تفريع تهديدى است بر مشركين كه از در استهزاء مىگفتند: پس چرا عذابى كه مىگويى نازل نمىشود تا ما را تهديد نمايد، و نيز با جمله( فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ)