ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢ - بحث روايتى(رواياتى در باره شكر نعمت و چند روايت ديگر در ذيل آيات گذشته)
و در مجمع از ابى عبد اللَّه (ع) روايت مىكند كه فرموده است: كلمه صديد به معناى چرك و خونى است كه از عورت زنان فاحشه به آتش دوزخ مىريزد.[١] و در الدر المنثور است كه احمد و ترمذى و نسايى و ابن ابى الدنيا در كتاب صفة النار و ابو يعلى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و ابو نعيم در كتاب حليه (وى حديث را صحيح دانسته) و ابن مردويه و بيهقى در كتاب البعث و النشور از ابى امامه از رسول خدا ٦ روايت كردهاند كه در ذيل آيه(وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُهُ) فرموده: آن را نزديكش مىبرند و او خود را پس مىكشد، و هر چه نزديك ترش مىآورند صورتش از حرارت آن كباب مىشود و پوست سرش كنده مىشود، و چون آن را مىآشامد امعاء و اعضاى داخلىاش پاره پاره مىگردد و از پايين تنش مىريزد، خداى تعالى هم فرموده:(وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ) و نيز فرمود:(وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ )[٢].
و در تفسير قمى در ذيل همين آيه، از يكى از معصومين (ع) نقل كرده كه فرمود: چون نزديكش مىشوند بدش مىآيد، و چون نزديكش مىآورند صورتش كباب گشته پوست سرش كنده مىشود، و چون آن را مىخورد اعضاى داخلىاش پاره پاره گشته و نيز كف پاهايش بريده بريده مىگردد و از بعضى از ايشان صديد و چرك مانند سيل بيرون مىآيد ...[٣].
و در همان كتاب در روايت ابى الجارود از امام باقر (ع) چنين آمده:
عنيد به معناى روىگردان از حق است[٤].
[١] مجمع البيان، ج ٤، ص ٢٠٧، طبع بيروت.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ٧٤.
[٣] ( ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ١، ص ٣٦٨.
[٤] ( ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ١، ص ٣٦٨.