ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠٧ - معناى اينكه فرمود اگر خدا مردم را به ظلمشان اخذ كند دابهاى روى زمين نخواهد ماند و بيان ضعف استدلال به اين آيه براى قول به معصوم نبودن انبياء(ع)
هلاك مىشود آيه بر آن دلالت ندارد، زيرا ممكن است بيشتر مردم بخاطر ظلمشان هلاك شوند و اقليت آنها با نابودى پدران و مادرانشان نابود گردند، پس آيه دلالت ندارد كه تمامى افراد بشر ظالمند، تا انبياء و معصومين را هم شامل شود.
و چه بسا بعضى[١] در جواب گفتهاند كه: اصلا مقصود از ناس ، ستمكاران از مردمند، به قرينه اينكه فرموده: بظلمهم پس اصلا شامل معصومين نمىشود.
و چه بسا جواب داده شود به اينكه مراد از ظلم، اعم از معصيتى است كه عبارت از مخالفت امر مولوى است، يعنى ترك اولى را هم كه مخالفت امر ارشادى است شامل مىشود، و مخالفت امر ارشادى از انبياء (ع) سر مىزند، هم چنان كه از آدم و همسرش حكايت شده كه خود گفتند:(رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا)[٢] و همچنين پيغمبرانى ديگر، و لذا گفتهاند حسنات الأبرار سيئات المقربين- خوبيهاى نيكان براى مقربين، جزء بديها محسوب است .
بنا بر اين، عموميت ظلم در آيه شريفه دلالت ندارد كه انبياء گناهكارند، يعنى اوامر مولوى خداى را نافرمانى مىكنند.
بعضى[٣] ديگر جواب دادهاند كه هلاكت همه مردم به اين است كه مثلا خدا از فرستادن بارانى دريغ نمايد و اگر چنين كند، معلوم است كه نيكان نيز هلاك مىشوند، زيرا وقتى عذاب نازل شود فرقى بين خوب و بد نمىگذارد- و آتش آن خشك و تر را مىسوزاند- چيزى كه هست اين عذاب براى دشمنان خدا نقمت و نكبت است، و براى مؤمنين آزمايش و مزيد اجر است.
و ليكن اين سه جواب هيچ يك تمام نيست.
اما جواب اول: براى اينكه اگر مقصود از ناس، ظالمين باشد بايد تنها همان ظالمين هلاك گردند، هم چنان كه بعضى هم ادعا كردهاند، ديگر چرا معصومين هلاك شوند، و همچنين هيچ علتى براى هلاك ساير جنبندگان نيست، و اشكال اينكه چرا فرموده: هيچ جنبندهاى را در زمين نخواهد باقى گذارد بجاى خود باقى مىماند.
و اما جواب دوم: براى اينكه آيات با سياقى كه دارند، گفتگو از ظلم به معنى
[١] تفسير فخر رازى، ج ٢٠، ص ٥٨.
[٢] پروردگارا ما به خود ستم كرديم. سوره اعراف، آيه ٢٣.
[٣] تفسير فخر رازى، ج ٢٠، ص ٥٩.