پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - فلسفه دعا
شواهد و قراينى در دست داريم كه حجم مشكلات روانى با پيشرفت تمدّن صنعتى، افزايش چشمگيرى پيدا كرده است كه علل عمده آن را مىتوان در چند امر خلاصه كرد:
١- عدم توازن ترقّى سطح تكنيك و صنعت با ترقّى رشد اخلاقى، كه سرچشمه انواع تهاجمهاى اجتماعى، اقتصادى و نظامى است و نتيجه آن، حكومت اصل «همه چيز براى من» به جاى «همه چيز براى همه» و انواع انحصارطلبيهاى فردى و دستهجمعى، و غصب و تجاوز به حقوق ديگران خواهد بود.
٢- احساس بيهودگى، پوچى و بىروح بودن زندگى به خاطر اين كه هدفهايى كه جوامع مادّى كنونى براى زندگى ترسيم مىكنند، نمىتواند با ارزش وجودى انسان هماهنگ باشد، و انسان در برابر از دست دادن تدريجى همه قوا و سرمايههاى وجودى خود، معادلى كه گمشده خود را در آن بجويد نمىيابد و به همين جهت فكر مىكند، بيهوده مىپوسد و به هدر مىرود.
٣- افزايش برخوردها و اصطكاك منافع، گسترش درگيريهاى اجتماعى، نگرانيهاى حاصل از تخلّفها، پيمانشكنيها، شكستها و ناكاميها، خود عامل مهمّ ديگرى براى اين اضطرابهاست.
٤- وسايل ناسالم «هيجان زا» و يا «مخدّر» كه به عنوان وسايل سرگرمى مورد بهره بردارى- آن هم به گونه نامحدود و بدون هر گونه قيد و شرط- قرار مىگيرد، از عوامل مهمّ بروز روزافزون اين اضطرابهاست.
سرعت تحوّلات اجتماعى و جهانى كه گاهى حوادث يك قرن را در يك سال يا يك ماه آشكار مىسازد نيز به اين عوامل دامن زده و آنها را متراكمتر و حادتر مىكند، به طورى كه اعصاب انسان عصر ما در زير بار سنگين اضطراب و نگرانى آشفته مىشود.
از آن جا كه نگرانيها سرچشمه حالت «غمزدگى» است كه مىگويند عامل ٧٥