پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - تسبيح موجودات در پهنه آفرينش
دخالت علّتشان بوجود آيد».
كه مضمون روايات است، معرّف طرز تفكر، در اين مكتب است.
و به اين ترتيب نه تنها قانون علّيّت را انكار نمىكند بلكه جهان طبيعت و علل و اسباب آنها را خواسته و فعل خدا مىشمرد.
يك فيلسوف الهى هيچ گاه خدا و تأثير او را در جهان هستى در رديف و همدوش علل طبيعى نمىشمرد بلكه ما فوق آنها مىداند؛ زيرا آنها هر چه دارند از او دارند و اكنون نيز حافظ، نگاهبان و اثر بخش به آنها اوست، و همه مطابق برنامه او و به فرمان او مىگردند و انجام وظيفه مىكنند؛ بنابراين از نظر او دانشمندان علوم طبيعى- به گفته «هرشل» طبيعى دان معروف- همگى دست به دست هم دادهاند تا «كاخ علم» يعنى «كاخ عظمت خدا» را بر پا دارند.
يك فيلسوف الهى در عين اعتراف به قبول اصل علّيّت و حكومت آن بدون استثنا بر همه چيز، همه علّت و معلولها را وابسته به ذات پروردگار مىداند؛ حتّى بر خلاف آن چه بعضى مىپندارند معجزات را استثناى در قانون علّيّت نمىبيند، بلكه در مورد آنها معتقد به علل غير عادّى است.