پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - اشتباهات فرويد
سپس مسائل اقتصادى مربوط به آنها نيز از نيازهاى اصيل مىباشد، چگونه مىتوان يكى را فقط اصيل دانست و ديگرى را غير اصيل، همچنين نيازهاى ديگر مربوط به بهزيستى، و يا عشق به زيبايىها، و عشق به علم و دانايى، هر چند از زندگى مادّى جدا باشد، از ريشه دارترين نيازها، و از ابعاد روح انسانى است؛ همه اين نيازها را چگونه مىتوان در چهار ديوار ميل جنسى محدود ساخت؟ اگر انسان ميل جنسى نداشت، آيا نياز او به تغذيه يا نيازهاى اصيل ديگر از ميان مىرفت؟!
٢- فقدان دليل كافى
در حقيقت فرويد هيچ دليل قانع كنندهاى براى اساس فرضيّه خود اقامه نكرده است و مطالعات روى اقوام نيمه وحشى علاوه بر اين كه جز يك «تمثيل ناقص» در زمينه اقوام ديگر نيست، نارسا بلكه نادرست است، زيرا حتّى در ميان اقوام وحشى، ميل جنسى عامل پيدايش تمام پديدههاى اجتماعى و اخلاقى و روانى نيست و تأثير ساير غرايز و اميال را روى پديده روانى و اجتماعى آنها به هيچ وجه نمىتوان انكار نمود.
٣- نارساييهاى قبيله موهوم
از همه شگفت آورتر افسانه قبيله نخستين و قتل پدر و ندامت فرزندان و ارتباط آن با پيدايش «قانون»، «فهم نيك و بد»، «وجدان اخلاقى» و سپس ساير اميال، خواستهها و پديدههاى روانى و اجتماعى است.
گفتار فرويد در اين مورد بسيار شبيه به يك داستان فانتزى يا يك خواب پريشان، و يا اساطير و افسانههاى كهن است و در هر مرحله قابل ايراد و انتقاد مىباشد، به عنوان مثال در افسانه او حسّ انحصارطلبى و حسادت كه عامل