پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - تحقيق و بررسى
مىخوانيد ...* بگو خداوند شما را از اينها و از شرّ مشكل و ناراحتى نجات مىدهد». [١]
همچنين در برابر طوفان مصائب و ناكاميها كه هيچ گاه زندگى بشر از آن خالى نبوده و نخواهد بود قدرت تحمّل او را به خاطر اميد به جبران الهى و ايمان به جهان ديگر افزايش مىبخشد.
همچنين يك فرد مطّلع مذهبى انكار نمىكند كه رنج فرساينده «احساس بيگانگى و مجرميّت» كه پس از ارتكاب گناه به انسان دست مىدهد، در پرتو اعتراف به خطا كارى در پيشگاه خدا و توبه و تقاضاى عفو از ساحت او، از ميان رفته، يا تقليل مىيابد و او را به جبران گذشته وادار مىسازد.
همه اينها قابل قبول است، مشروط به اين كه در شكل تحريف شده تخديرى منعكس نگردد.
بنابراين ما به وجود تمام اين آثار اخلاقى و اجتماعى به همان صورت كه گفتيم اعتراف داريم.
٢- پيشنهاد كنندگان اين فرضيّه- همانند پيشنهاد كنندگان فرضيّههاى گذشته- قبل از هر چيز وفادارى خود را به يك اصل بدون دليل اعلام كرده و كوشيدهاند كه پيدايش مذهب را در پرتو آن توجيه كنند! به عنوان نمونه «انيشتين» در عبارت گذشته قبل از هر سخنى مىگويد:
«عشق و آرزو» دو نيروى محرّك تمام كوششهاى بشرى هستند. او هر گونه توجيه ديگرى را براى تلاشهاى انسانى كه منتهى به اين دو نشود محكوم مىكند! امّا هيچ دليل قانع كنندهاى براى اين ادّعاى بزرگ ارائه نمىدهد. چه فرقى ميان اين ادّعا با
[١]. سوره انعام، آيه ٦٣ و ٦٤.