پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - ١ فرضيّه عوامل اقتصادى
بررسى نخستين فرضيّه:
اكنون به بحث و بررسى درباره اين فرضيّه مىپردازيم. نخستين چيزى كه بايد در تمام اين مباحث به آن توجّه داشت، اين كه هرگز نبايد در اين بحثها همه مذاهب را در يك رديف قرار داد و يك قضاوت و يا ضابطه كلّى براى آنها تعيين كرد، بلكه بايد حساب مذاهب خرافى و ساختگى استعمار را از مذاهب اصيل جدا ساخت. ما هرگز نمىتوانيم انكار كنيم كه مذاهب استعمارى، جنبه تخديرى دارند و افيون و ترياك تودهها محسوب مىشوند؛ اين مطلب به قدرى روشن است كه نمىتوان آن را انكار كرد، ولى تمام بحث در اين جاست كه آيا آن چه در بالا گفته شد، مىتواند يك اصل اساسى درباره تمام مذاهب باشد؟
براى توضيح اين مطلب ناچاريم مفاهيم خاصّى را كه طرفداران اين فرضيّه، دليل بر مدّعاى خود گرفتهاند، يك به يك مورد بررسى قرار داده و آنها را در پانزده عنوان خلاصه كنيم:
١- قضا و قدر، سرنوشت، و نصيب و قسمت.
٢- زهد و بىاعتنايى به دنيا.
٣- نكوهش مال و ثروت.
٤- ستايش فقر.
٥- رهبانيّت.
٦- صبر و شكيبايى در برابر ناملايمات.
٧- تقيّه.
٨- تكيه كردن بر دعا.
٩- انتظار ظهور يك مصلح بزرگ.
١٠- قناعت.