پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣ - ٤ فرضيّه ترس
فرضيّه ترس
اين فرضيّه در بسيارى از نوشتههاى جامعه شناسان و غير جامعه شناسان ماترياليست ديده مىشود كه سرچشمه گرايش به مذهب را ترس از مرگ يا عوامل طبيعى مىدانند. «ويل دورانت» در بحثى تحت عنوان «سرچشمههاى دين» مىگويد:
«همان گونه كه «لوكرتيوس» حكيم رومى گفته: ترس، نخستين مادر خدايان است و از ميان اقسام ترس، خوف از مرگ، مقام مهمترى دارد.
حيات انسان ابتدايى در ميان هزاران مخاطره قرار داشته و خيلى كم اتّفاق مىافتاده است كه كسى با مرگ طبيعى بميرد، يا به پيرى برسد ...
به همين جهت انسان ابتدايى نمىتوانست باور كند كه مرگ يك حادثه و نمودى طبيعى است و به همين دليل هميشه براى آن، علّتى فوق طبيعى تصوّر مىكرد». [١]
همين سخن را «راسل» به گونه ديگرى تكرار كرده مىگويد:
«گمان مىكنم منشأ مذهب قبل از هر چيز ترس و وحشت باشد. انسان خودرا بىنهايت ناتوان احساس مىكند و علّت اصلى وحشت او سه عامل است:
(عامل اوّل) بلايى است كه طبيعت مىتواند بر سرش بياورد به عنوان مثال به
[١]. تاريخ تمدّن، ويل دورانت، ج ١، ص ٨٩.