پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - معناى دوّم قضا و قدر
كيفيّت حادثه بستگى به مقدار و كيفيّت علّت آن دارد و ديگر اين كه بدانيم سرچشمه همه موجودات و علّت العلل همه پديدهها و آفريدهها خداوند است و همه از وجود او سرچشمه مىگيرند.
آيا ايمان به قضا و قدر به اين معنا، مىتواند اثر تخديرى داشته باشد؟ يا به عكس، اعتقاد به اين واقعيّت، انسان را به تلاش پىگير و پىجويى در راه مسائل مختلف زندگى و كوشش براى دست يافتن به علل واقعى حوادث و آشنايى هر چه بيشتر با نظام واقعى علّت و معلول و پرهيز از هر گونه خرافه همانند «شانس و بخت و طالع و اتّفاق» وادار مىنمايد.
ايمان به قضا و قدر به معناى فوق كه متّكى به متون آيات قرآن است، سرچشمه جنبشها و تحرّكهاست، زيرا جنبش و حركت، چيزى جز استفاده از علل واقعى حوادث و بررسى نتايج آنها نيست؛ و اين درست عكس چيزى است كه نخستين فرضيّه گرايش مذهب به آن اشاره مىكرد.
معناى دوّم قضا و قدر:
قضا و قدر تشريعى است كه به معناى فرمان الهى در تعيين وظايف فردى و اجتماعى انسانها و مقدار و حدود اين وظايف است، مثلًا مىگوييم نماز واجب است يك فرمان الهى و قضاى تشريعى است، سپس مىگوييم مقدار نماز در هر شبانهروز هفده ركعت است كه يك قدر الهى و تشريعى است، مىگوييم زكات و پرداختن حقوق نيازمندان واجب است كه قضاست، سپس مىگوييم مقدار آن، ده درصد، گاهى پنج درصد و گاهى دو و نيم درصد است كه قدر است.
در قرآن مجيد قضا و قدر به معناى دوّم نيز آمده است، مىفرمايد:
« «وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ