پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
چهره مخالفان استعمارگر آنها نيز به قدرى تاريك و وحشتناك است كه به آب و رنگ آنها كمك مىكند و به مبارزات آنان شكل مثبت و سازنده مىدهد و همينها است كه به خصوص براى نسل جوان جالب است.
سخن از انقلاب ضدّ استعمارى، سخن از آزاد ساختن تودهها از زير يوغ بردگى و بندگى، تعميم عدالت اجتماعى در تمام سطوح، مبارزه با فاصله طبقاتى و تراكم ثروت، مبارزه پى گير و بىامان با ظلم و ستم و هر گونه استثمار، ... و امثال اين «دَرِ باغ سبز» ها، همه، شعارهاى پر كشش و جذّابى هستند كه افكار و عواطف را به سوى خود جلب مىكنند پذيرش اين امور سبب مىشود كه لوازم آن را نيز بپذيرند، و يا لااقل در برابر آن چه با اينها سازگار نيست، سكوت اختيار كنند.
آميختگى ماترياليسم به عنوان ريشه اصلى اين مكتب، با مفاهيم انقلابى- آن هم آميختنى تجزيهناپذير- سبب مىشود كه صداى رهبرىِ خرد در زمينه حكايت نظام آفرينش از وجود يك مبدأ بزرگ عقل و علم، چنان نشنيده بماند كه صداى يك معلّم در برابر غرّش يك توپ!
گر چه در پايان راه اگر چشم و گوش باز كنيم، مىبينيم تنها كانالها عوض شده است، از چنگال اربابى رها شده و به دام ارباب بزرگترى افتادهاند، از استعمار و استبدادى خلاص شده زير چتر استعمار و استبداد ديگرى قرار گرفتهاند، زنجير رهبرى رهبران ستمگرى را از دست و پاى خود گشوده، و بدون توجّه، زنجيرهاى ديگرى را به جاى آن نهادهاند و رهبران جديدشان تا رسيدن به قدرت فرشته آسمانى و بزرگترين پناهگاه تودههاى زحمتكش، و مظهر تمام آن شعارها كه گفته شد، هستند؛ امّا همين كه از كار بركنار شد، چهره زيبا و دلفريب آنها به وسيله رقبايشان، تبديل به چهرهاى خطرناك و مرتجع و ضدّ انسانى مىگردد، ولى هر دو