پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٨ - ٦ فرضيّه جنسى
ممنوعيّت «رابطه جنسى با محارم» كه البتّه محارم از نظر آنها مفهوم وسيعى دارد.
اين را نيز بايد توجّه داشت كه اين جمعيّت در مراسم خاصّى كه همه در آن شركت مىكنند، حيوان توتميك را قربانى كرده و از گوشت آن مىخورند و معتقدند شباهتى از اين طريق ميان آنها و توتم برقرار مىشود و رابطه آنها را با او قوى مىكند، بنابراين ممنوعيّت كشتن آن حيوان، جنبه فردى دارد امّا به صورت دسته جمعى و با اين هدف خاص، مجاز و مقدّس خواهد بود.
فرويد سعى دارد اين موضوع را با فرضيّه خود درباره قبيله موهوم پيوند دهد و آن را انعكاسى از آن بداند، زيرا پسران پس از كشتن پدر و خوردن گوشت او خود را شبيه او ساختند ولى بر اثر ندامت با ممنوعيّت مرگ توتم كه جانشين پدر است و با صرف نظر كردن از زنان قبيله، عمل خود را انكار و تقبيح نمودند.
سپس سعى مىكند از ميان مذاهب موجود، مسيحيّت كليسا را بر آن تطبيق نمايد، اعتقاد مسيحيان به گناه كار بودن نوع بشر، و نجات از اين گناه به وسيله قربانى شدن «خداى پسر» كه شبيه و جانشين «خداى پدر» است، همچنين مراسم «عشاى ربّانى» و خوردن نان و شراب مخصوص را به اين عقيده كه باعث نفوذ گوشت و خون مسيح در آنها مىشود، چهرهاى از توتميسم مىداند. [١]
فرويد در جاى ديگر اساس مذهب را از طريق «پسيكاناليزم» چنين فرض مىكند كه استنباط مذهبى ما از كائنات، مربوط به وضع طفوليّت ماست، طفل خود را در مقابل جهان عظيمى احساس مىكند كه نخست مادر و سپس پدر، حامى او در مقابل انواع خطرات است.
ترس او از خطرات در دوران بلوغ نيز ادامه پيدا مىكند و در برابر اين خطرات
[١]. اقتباس از فرويد و فرويديسم.