پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩ - اشتباهات فرويد
همانند طفلى خود را نيازمند به حامى مىداند و اين حامى به صورت يك «الوهيّت حمايتكننده» جلوهگر مى شود امّا او هميشه به صورت پدرى با رتبه بسيار بلند جلوه گر مىشود كه در حقيقت شكلى از توتميسم و آن هم شكلى از قبيله نخستين است. [١]
فرضيّه جنسى فرويد از جهات فراوانى قابل انتقاد است، هم از نظر پايه و اساس و هم از نظر مواد و منابع مطالعه، و هم از نظر استنتاج و چگونگى نتيجه، كه آن را در چند موضوع مىتوان خلاصه كرد:
اشتباهات فرويد:
١- افق ديد محدود و يك بعدى
شايد امروز در ميان دانشمندان روانشناس و روانكاو، هر چند مادّى باشند كمتر كسى را بتوان يافت كه فرضيّه جنسى فرويد را در تمام مسائل روانى و اجتماعى، به طور كامل بپذيرد، چرا كه اساس فرضيّه مزبور بر انكار «اصالت» تمام اميال و غرايز انسانى، و انكار تأثير تمام شرايط اقتصادى و اجتماعى و هر چيز ديگر جز ميل جنسى است يعنى تنها يك بُعد مادّى براى روح آدمى قائل شدن، و آن هم فقط يك بعد جنسى و نه هيچ چيز ديگر، و انسان را از يك افق ديدبسيار محدود نگريستن، موضوعى است كه هيچ محقّقى، حتّى شاگردان مكتب فرويد هم تسليم آن نمىشوند.
در حقيقت اين گونه انديشه درباره انسان بسيار دور از منطق به نظر مىرسد، زيرا اگر نياز جنسى، از نيازهاى اصيل انسان است، نياز به مواد غذايى و مسكن و
[١]. اقتباس از فرويد و فرويديسم.