پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - تحقيق و بررسى
٧- تقيّه
آيا وجود تقيّه در تعليمات مذهبى، دليل ديگرى بر تأثير عوامل استعمار اقتصادى، در گرايش به مذاهب نيست؟
كسانى كه به همه پديدههاى اجتماعى از دريچه اقتصاد مىنگرند و گرداننده تمام چرخهاى اجتماعى را عوامل اقتصادى مىدانند، ممكن است در پاسخ اين سؤال بگويند: آرى، زيرا تقيّه به انسان مىگويد هر جا خطرى احساس كرد، ايمان و اعتقاد خود را مكتوم دارد، و خويش را از ميدان مبارزه كنار كشيده ميدان را براى ديگران رها سازد، و اين آخرين آرزوى هر گونه تلاش استعمارى است.
«تقيّه» افراد را «ترسو» و «محافظهكار» بار مىآورد و روح «شهامت»، «فداكارى» و «ايستادگى در برابر عقيده» را در آنها مىكُشد و به افراد دستور مىدهد كه براى حفظ خويشتن، اصول مكتب خويش را به دست فراموشى بسپارند؛ اثر تخديرى چنين طرز تفكّرى بر كسى پوشيده نيست.
تحقيق و بررسى:
دوباره ناچاريم گفته سابق خود را تكرار كنيم كه اين گونه داورىهاى نادرست و حساب نشده، سرچشمهاى جز محدوديّت مطالعات و عدم بررسى منابع اصيل مذهبى و گرفتن اين مفاهيم از زبان برخى عوام ندارد؛ و از آن جا كه اين بحث از جهات فراوانى قابل ملاحظه مىباشد و اثر عميقى در مطالعات مذهبى و اجتماعى دارد، بايد به طور مشروح- اگر چه با سبك بحثهاى فشرده ما نيست- پيرامون آن