پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - سرچشمه و آثار صبر
«مُرُوةُ الصَّبْرِ فِى حَالِ الحَاجَةِ وَ الفَاقَةِ وَ التَّعَفُفِ وَ الغِنَاءِ أَكْثَرُ مِنْ مُرُوةِ الإعْطَاءِ؛ اگر چه كمك به ديگران و بخشش به نيازمندان نشانه شخصيت است امّا استقامت در حال نيازمندى و در رنجها و سختيها و دست نياز به سوى ديگران دراز نكردن، بلكه متّكى به خويشتن بودن، نشانه بارزترى بر شخصيّت انسان است». [١]
٣- صبر نيروى مقاومت را افزايش مىدهد
چنان كه در روايتى مىخوانيم:
«لَوْلَا أنَّ الصَّبْرَ خُلِقَ قَبْلَ البَلَاءَ لَتَفْطَرُ المُؤْمِنُ كَمَا تَتَفَطَّرُ البِيضَةُ عَلَى الصَّفَا؛ اگر نيروى مقاومت در آدمى قبل از بروز حوادث و مشكلات، آفريده نمىشد، افراد با ايمان در برابر حوادث آن چنان از هم متلاشى مىشدند كه تخممرغ بر اثر خوردن به سنگ متلاشى مىشود.»! [٢]
٤- صبر دعوت به طرفدارى از حق مىكند
افراد فاقد مقاومت نمىتوانند طرفدار حق باشند، زيرا اجراى حق در برابر افراد تجاوزطلب و هوسران و سودجو همواره مشكلاتى دارد كه ايستادگى در برابر آنها بدون نيروى صبر ممكن نيست. در حديثى از امام سجّاد عليه السلام مىخوانيم:
«اصْبِرْ عَلَى الحَقِّ وَ انْ كَان مُرَّاً؛ در برابر حق شكيبا باش اگر چه تلخ است». [٣]
٥- هيچ كار بدون صبر سامان نمىيابد
هيچ گام مثبتى بدون مانع نيست و بدون استقامت پيش نمىرود، چنان كه در
[١]. اصول كافى، ج ٢، ص ٩٣، ح ٢٢.
[٢]. همان، ح ٢٠.
[٣]. همان، ح ١٣.