پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - ٣ فرضيّه نيازهاى اخلاقى و اجتماعى
فرضيّه نيازهاى اخلاقى و اجتماعى
سوّمين فرضيّهاى كه در زمينه انگيزه پيدايش عقايد مذهبى مطرح شده، اين است كه بشر در زندگى فردى و اجتماعى نيازهاى «روانى»، «اخلاقى» و «اجتماعى» دارد كه بدون اعتقاد به يك مبدأ بزرگ، قادر، توانا، مهربان، ازلى و ابدى، به طور كامل برطرف نمىگردد، و همينها او را وادار به قبول چنان اصلى كرده است.
«انيشتين» در بحثى كه تحت عنوان «مذهب و علوم» دارد مىگويد:
«هر كه مىخواهد جنبشهاى فكرى و نتايج آنها را دريابد بايد به خاطر داشته باشد كه تمام كوششها و تفكّرات نژاد بشرى به خاطر ارضاى احتياجات و تسكين دردهاى زندگى بوده است.
«عشق» و «آرزو» دو نيروى شگرف محرّك تمام كوششهاى بشرى و غرض اصلى مبارزات و آفرينش اوست.
گرچه ممكن است پا را از اين فراتر گذاشته مقاصد مختلفى براى زندگى بشر ذكر كرد ولى از اين دو صورت، خارج نخواهد بود.
پس چه احساس و احتياجى است كه بشر را به مذهب و احساس مذهبى به معناى وسيع كلمه رهبرى نموده است؟
با كمى دقّت معلوم مىگردد كه هيجانات و احساسات موجب مذهب، بسيار مختلف و متفاوت است ...».