پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - فلسفه دعا
در برابر كارهاى خداوند مىپندارند، چندان پيچيده نباشد؛ زيرا، درست است كه خدا حكيم و مهربان است و آن چه به صلاح بندگان باشد، بىكم و كاست به آنها خواهد داد، ولى به همان دليل كه حكيم است، مواهب او نسبت مستقيمى با شايستگىها و لياقتهاى افراد دارد. دعا كنندگان واقعى ميزان اين شايستگى را در پرتو دعا بالا مىبرند و به همان نسبت سهم بيشترى از آن مواهب خواهند گرفت.
روح انسانها، همانند پيمانههايى است كه با آن از اقيانوس بىپايانى آب برمىدارند و يا همانند سرزمينهايى كه در زير باران حياتبخشى قرار گرفته، هر قدر ظرفيّت آن پيمانهها و گستردگى اين زمينها بيشتر باشد، بهره فزونتر از آن اقيانوس يا قطرات باران خواهند گرفت. اگر دعا آميخته با شرايط اساسى باشد، ظرفيّت وجودى انسان را بيشتر و گستردگى آن را زيادتر مىكند.
بنابراين، ايمان به تأثير دعا عين ايمان به حكمت خدا است. گرچه تصوّر تأثير معنوى دعا براى ماترياليستها مشكل است ولى براى معتقدان به جهان ماوراى طبيعت مشكل نيست.
«الكسيس كارل» در كتاب «نيايش» روى اين مسأله تأكيد كرده و از طريق تجربى، ثبوت آن را قطعى مىشمارد و مىگويد:
«نيايش گاهى تأثيرات شگفتآورى دارد، بيمارانى بودهاند كه تقريباً به طور آنى از دردهايى چون جذام، سرطان، عفونت كليه و زخمهاى مزمن و سل ريوى و ... شفا يافتهاند». [١]
در پايان اين بحث، اشاره به اين مطلب نيز لازم است كه هم مكمّل شرايط تأثير دعا و هم دليل ديگرى براى فلسفه خودسازى دعاست و آن اين كه، از جمله مسائلى كه در روايات اسلامى در مورد دعا روى آن تكيه شده، اين است كه دعا نبايد همانند
[١]. نيايش، ص ٢٢.