پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - توضيح و تفسير
يكى از جامعهشناسان مىگويد:
«مطالعاتى كه در مورد افراد تارك دنيا و صومعهنشين شده، نشان مىدهد كه انزوا اثر بدى در روح آنها گذارده و در آنان توليد «افسردگى»، «يأس» و «وهم» نموده و در غالب اوقات توليد «اختلال روانى» مىكند». [١]
رهبانيّت، جامعه انسانى را به قهقرا برمىگرداند و موجب عقبماندگى در شئون مختلف فكرى و اجتماعى مىشود.
٤- چگونه اسلام با رهبانيّت مبارزه كرد؟
بايد توجّه داشت كه رهبانيّت به شدّت از ناحيه اسلام نفى شده و حديث معروف:
«لَا رُهْبَانِيَّةَ فِى الإسْلَامِ؛ در اسلام رهبانيّت وجود ندارد».
در بسيارى از منابع اسلامى نقل گرديده است و همان طور كه گفتيم زهد اسلامى كه به معناى سادگى در زندگى و حذف تجمّلات در عين نفوذ كردن در متن زندگى اجتماعى است، از رهبانيّت جداست، زيرا رهبانيّت به معناى جدايى و بيگانگى از اجتماع است و زهد به معناى وارستگى به خاطر «اجتماعىتر زيستن» است.
شاهد سخن اين كه، در حديث معروف «عثمان بن مظعون» كه فرزندش از دنيا رفت و به كلّى از زندگى مأيوس و جدا شد و تصميم به رهبانيّت گرفت، مىخوانيم پيامبر صلى الله عليه و آله با صراحت به او فرمود:
«إنَّ اللّهَ تَعَالَى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنَا الرُّهْبَانِيَّةَ إنَّمَا رُهْبَانِيَّةُ أُمَّتِى الجِهادُ فِى سَبِيلِ اللّهِ؛ خداوند هيچ گاه رهبانيّت را بر ما مقرّر نداشته، رهبانيّت پيروان من تنها در جهاد است». [٢]
[١]. جامعهشناسى ساموئيل كينگ، ص ٤٢٨.
[٢]. بحار الانوار، ج ٨، بخش اخلاق، ص ١٧٠.