پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - تحقيق و بررسى
٤- گاهى اظهار عقيده واقعى هيچ گونه خطرى براى انسان ايجاد نمىكند ولى ممكن است افراد كم استعدادى بر اثر آن، گرفتار زيانهاى بدون دليل و يا تفرقه و پراكندگى و يا مشكلات ديگر گردند، بدون اين كه نتيجهاى از آن عايد شود، در اين جا نيز عقل مىگويد كتمان عقيده بىمانع است. در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام از حسن بن على عليه السلام نقل شده:
«إنَّ التَّقِيَّةَ يَصْلَحُ اللّهُ بِهَا أُمَّةً لِصَاحِبَها مِثْلُ ثَوَابِ أعْمَالِهِمْ فَإنْ تَرَكَهَا أُهْلِكَ أُمّةٌ، تَارِكُهَا شَرِيكُ مَنْ أهْلَكَهُمْ؛ تقيّهاى كه با آن، حال امّتى اصلاح گردد، براى تقيّه كننده همانند پاداش اعمال آنها را به بار خواهد آورد و اگر ترك تقيّه باعث هلاك امّتى گردد، او شريك جرم خواهد بود». [١]
به عبارت ديگر ممكن است ترك تقيّه براى خود انسان به خاطر موقعيّت و نفوذ اجتماعى او، هيچ گونه زيانى نداشته باشد، امّا افراد بىگناه و عادّى كه وابسته به پيشوا و رهبرى هستند، هدف حملات دشمن قرار گيرند، بدون اين كه ضرباتى كه به آنان وارد مىشود اثرى در پيشبرد هدف داشته باشد؛ اين جاست كه رهبر و پيشواى مكتب (البتّه در شرايط خاصّى) براى حفظ نفرات خود از روش تقيّه استفاده مىكند، تا نفرات خويش را از خطر محفوظ دارد و با كمك آنها به هدفهاى اساسى برسد.
از آن چه گفتيم چنين نتيجه مىگيريم كه تقيّه در چهار مورد مىتواند مُجاز و منطقى باشد:
١- حفظ اقليّت صالح براى پيشبرد هدفهاى سازنده.
٢- جلوگيرى از هدر رفتن نيروهاى انسانى، بدون جهت و فايده قابل ملاحظه.
٣- براى ايجاد تحبيب و اتّحاد در مواردى كه نياز شديد به وحدت است.
[١]. وسائل الشيعه، ج ١١، ابواب امر به معروف، باب ٢٨، ح ٤.