پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - تأثير معنوى شفاعت
نفى آن نوع شفاعت است كه در مورد مجرمان و گناهكاران مىباشد.
از سوى ديگر گفتيم: حقيقت شفاعت ضميمه شدن موجود قويترى به موجود ضعيفتر براى كمك به اوست، كه اين كمك ممكن است براى افزايش نقاط قوّت باشد و يا براى پيرايش نقاط ضعف.
همان طور كه در شفاعت تكوينى و موجوداتى كه در مسير تكامل و پرورش قرار دارند نيز اين دو جنبه مشهود است، گاهى موجودات پايينتر، نيازشان به عوامل نيرومندتر و برتر، براى از ميان بردن عوامل تخريب است، مانند نياز گياه به نور آفتاب براى از بين بردن آفات و گاهى براى افزودن نقاط قوّت و پيشرفت مىباشد، همانند نياز گياه به نور آفتاب براى رشد و نمو و همچنين يك شاگرد درسخوان، هم براى اصلاح اشتباهات و هم براى افزايش معلومات مختلف خود، نياز به استاد دارد. بنابراين شفاعت به دلايل مختلف اثر دوگانه دارد و انحصار به زدودن آثار جرم و گناه ندارد.
با توجّه به آن چه گفته شد روشن مىشود كه چرا توبهكاران نيز به شفاعت نيازمندند با اين كه ندامت از گناه و توبه، طبق اعتقادات مسلّم مذهبى به تنهايى موجب آمرزش گناه مىگردد.
دليل اين موضوع در حقيقت دو چيز است:
١- توبهكاران نيز براى افزايش مقامات معنوى، پرورش و تكامل و ارتقاى مقام، نياز به شفاعت دارند، اگر چه نيازشان در زمينه جرم و گناه، با «توبه» برآورده شده است.
٢- اشتباه بزرگى كه براى بسيارى در زمينه تأثير توبه رخ داده، موجب اين گونه اشكالات مىشود و آن اين كه تصوّرشان اين است كه توبه و ندامت و پشيمانى از گناه مىتواند انسان را به حالت قبل از گناه برگرداند.