پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - ٨- مسأله دعا
و نيز انكار نمىكنيم كه در روايات اسلامى تأكيد فراوانى بر اين موضوع شده است. [١]
ولى تمام بحث در اين است كه بايد مورد دعا از يك سو، و مفهوم آن از سوى ديگر، و شرايط پذيرش آن از سوى سوّم، روشن گردد.
از نظر تعليمات اسلامى «دعا» مخصوص موردى است كه تمام تلاشها و كوششهاى ممكن، انجام گردد و آن چه در توان و قدرت آدمى است، براى رسيدن به هدفهاى سازنده و مثبتى كه دارد به كار گرفته شود و در نارسايىها و آن چه از دايره توان او بيرون است متوجّه دعا شود.
«مذهب» هرگز دعا را جانشين اسباب و عللى كه در دسترس آدمى است قرار نداده بلكه آن را چيزى مافوق آنها قرار داده، همان جا كه هيچ راه و وسيله ديگرى جز دعا ندارد و تنها روزنه اميد، استمداد از نيرويى مافوق نيروى لايزال مبدأ جهان هستى مىباشد.
به اين ترتيب هر دعايى كه واجد اين شرط نباشد، يك نوع تحريف و مسخ نسبت به حقيقت و مفهوم دعا محسوب مىگردد. پيدا كردن اين شرط اصولى در منابع مذهبى كار مشكلى نيست؛ به عنوان مثال در جلد دوّم اصول كافى ابواب فراوانى درباره دعا داريم كه دو باب آن به بحث ما ارتباط دارد؛ يك باب تحت عنوان:
«من تستجاب دعوته؛ كسانى كه دعايشان مستجاب مىشود».
و باب ديگر تحت عنوان:
«من لا تستجاب دعوته؛ كسانى كه دعايشان مستجاب نمىشود».
ديده مىشود.
[١]. اصول كافى، ج ٢، باب دعا.