پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - ١- قضا و قدر و سرنوشت
١- قضا و قدر و سرنوشت
شكّى نيست كه مسألهاى به نام قضا و قدر در منابع مذهبى آمده، ولى بحث در تفسير اين دو كلمه است. جمعى از عوام اين دو كلمه را چنين تفسير مىكنند:
«سرنوشت هر كس از روز نخست، بدون اطّلاع و حضور او، از طرف خداوند تعيين شده است، بنابراين هر كس با سرنوشت معيّنى از مادر متولّد مىشود كه قابل دگرگونى نيست. هر انسانى نصيب و قسمتى دارد كه ناچار بايد به آن برسد، چه بخواهد و چه نخواهد، و كوششها و تلاشها براى تغيير سرنوشت، نصيب و قسمت، و قضا و قدر بيهوده و مبارزه با مشيّت الهى است ...».
اگر قضا و قدر را چنين تفسير كنيم، جنبه تخديرى آن قابل انكار نيست، زيرا چنين تفسيرى به ما مىگويد، اگر يك روز كسانى مانند «بنى اميّه خونخوار» و يا «بنى عبّاس غارتگر» و يا «ارتش مغول» به ما حمله كرده و بر ما چيره شدند، بايد تسليم باشيم، چون قضا و قدر الهى است!
امّا بررسى منابع اسلامى نشان مىدهد كه چنان تفسيرى بشدّت از طرف اسلام محكوم شده است و قبول و پذيرش آن، تمام مفاهيم مسلّم اسلامى را، از قبيل تكليف، جهاد، سعى و كوشش، استقامت، پاداش و كيفر، بهشت و دوزخ، سؤال و حساب و ... به هم مىريزد، و مفهومى براى آنها باقى نمىگذارد. براى روشن شدناين حقيقت لازم است تفسير صحيح اين دو كلمه را در منابع اصيل اسلامى مورد بررسى قرار دهيم: