پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - بحث و بررسى
براى غلامان و آشپزهاى خود مىدادند، دست به يك مبارزه بىسر و صدا زدند. [١]
سوگوارى و يا ريختن قطرهاى اشك، عاملى بود براى برانگيختن عاطفه عمومى بر ضدّ آن دستگاه. نقش مؤثّر اين برنامه در برپا ساختن جنگ عواطف در آن عصر، و شكل دادن به مبارزات شيعه و سقوط بنى اميّه، براى هر كس كه آگاهى مختصرى از تاريخ آن زمان دارد، مخفى نيست.
پس از بنى اميّه كه غاصبان ديگرى به نام «بنىعبّاس» جاى آنها را گرفتند و به اصطلاح، مردم را از چنگال گرگى رها كردند، و به گرگان دگر سپردند، اين جنگ عواطف همچنان ادامه يافت.
قابل توجّه اين كه در رواياتى كه در زمينه سوگوارى وارد شده است، مىبينيم كه ريختن اشك در رديف احياى برنامه پيشوايان اسلام قرار داده شده؛ به عنوان مثال در حديثى مىبينيم هنگامى كه امام صادق عليه السلام مىخواهد درباره سوگوارى بحث كند، نخست مىفرمايد: «رَحِمَ اللّهُ عَبْداً أحْيَا أمْرَنَا».
و به دنبال آن به انجام مراسم سوگوارى تشويق مىكند و به اين ترتيب اين سوگواريها را در مسير احياى هدفها قرار مىدهد.
٣- شايد نياز به تذكّر نداشته باشد كه در مسأله سوگوارى بر شهيدان و ابراز تنفّر از مخالفان آنها، تنها شخص امام حسين عليه السلام و شخص يزيد مطرح نيست، بلكه بحث از دو مكتب فكرى و عقيدتى و عملى است كه امام حسين عليه السلام از يك سو و يزيد از سوى ديگر، مظهر و سمبل آن بودند؛ مكتبى در مسير توحيد، آزادگى، عدالت و حمايت از انسانها و در مقابل مكتبى وارث ميراث جاهليّت، تبعيض، ستم، ناپاكى و تزوير! ... اين جاست كه به اين سؤال پاسخ گفته مىشود، كه مىگويند پس از
[١]. به كتاب «الصلة بين التشيّع و التصوّف» مراجعه شود.