پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠ - بحث و بررسى
گذشتن دوران بنىاميّه و بنىعبّاس و تحقّق يافتن نسبى اهداف امام حسين عليه السلام و يارانش، ادامه مراسم سوگوارى، بىدليل به نظر مىرسد، بلكه بايد آن را متعلّق به تاريخ گذشته دانست و در بايگانى تاريخ دفن كرد؛ زيرا اگر سخن از شخصى در ميان بود، با پايان يافتن تاريخ او و دشمنان شخصيش، تاريخ مراسم او نيز پايان مىگرفت، امّا آن جا كه سخن از مكتب در ميان است، مكتبى كه در طول تاريخ جريان داشته و دارد، آن چه مربوط به آن است پايان گرفتنى نيست.
٤- براى پيوند با يك مكتب، تنها پيوند فكرى كه پشتوانه آن منطق و استدلال است، كافى نيست، بلكه پيوند عاطفى كه از عشق و علاقه و محبّت سرچشمه مىگيرد، نيز لازم است؛ زيرا براى پيشبرد اهداف يك مكتب، عقل به تنهايى نارساست، بلكه عقل و عشق بايد به هم بياميزند و چرخهاى جامعه را در مسير هدف به گردش درآورند.
هميشه زبان ترجمان عقل بوده، ولى ترجمان عشق، چشم است، آن جا كه اشكى از روى احساس و درد و سوز مىريزد، عشق حضور دارد، ولى آن جا كه زبان با گردش منظّم خود جملههاى منطقى مىسازد، عقل حاضر است.
بنابراين همان طور كه استدلالات منطقى و كوبنده مىتواند همبستگى گوينده را با اهداف رهبران آن مكتب آشكار سازد، قطره اشك نيز مىتواند اعلان جنگ عاطفى بر ضدّ دشمنان آن مكتب محسوب گردد.