پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - معناى اوّل قضا و قدر
معناى اوّل قضا و قدر:
«قضا» در اصل به معنا حكم و فرمان و «قدر» به معنا اندازهگيرى است و به همين معنا در منابع اسلامى آمده است، منتها گاهى قضا و قدر در زمينه «احكام تكوينى» و جهان آفرينش به كار مىرود و گاهى در زمينه «احكام تكليفى و تشريعى».
منظور از قضا و قدر تكوينى اين است كه هر حادثه، پديده و هر موجودى در عالم، علّت و اندازهاى دارد، نه چيزى بدون علّت بوجود مىآيد و نه بدون اندازهگيرى معيّن.
فرض كنيد سنگى پرتاب مىكنيم و شيشهاى مىشكند، شكستن شيشه يك حادثه است كه به يقين علّتى دارد، اين كه مىگوييم داراى علّت است، «قضاى تكوينى» است و به طور قطع ميزان شكستگى و اندازه و حدود آن به كوچكى و بزرگى سنگ، قوّت و فشار دست، نزديكى و دورى فاصله، وزش و عدم وزش باد و مانند اينها بستگى دارد؛ ارتباط حادثه فوق، با چگونگى علّت آن، همان «قدر تكوينى» مىباشد، بنابراين به طور خلاصه يك معنا قضا و قدر، به رسميّت شناختن قانون عليّت و نظام خاصّ علّت و معلول است.
روشن است كه حكم و فرمان در جهان تكوين همان انجام دادن يك موضوع است، خواه اينكار بدون واسطه (بالمباشرة) انجام گيرد يا با واسطه (بالتسبيب)، بنابراين قضاى الهى تمام كارهايى است كه به فرمان خداوند در جهان هستى صورت مىگيرد، خواه بدون واسطه باشد و يا با استفاده از نظام علّت و معلول، و قدر الهى نيز اندازهگيرى اين حوادث در عالم تكوين مىباشد.
بنابراين تولّد يك فرزند از تركيب نطفه پدر و مادر (اسپرم و اوول) يك فرمان تكوينى و قضاى الهى محسوب مىشود، در حالى كه لحظه تولد و چگونگى آن و مشخّصات كودك، قدر الهى است.