پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١ - قراين اصالت حسّ مذهبى
شب زنده دار بيدار دلى كه در نيمههاى شب، كه همه چشمها در خواب است، نغمه مناجات را سر مىدهد و در گوشه خلوت و تنهايى با خداى خود راز و نيازها دارد و همه چيز خود را در آن ديدار معنوى بر پاى دوست مىريزد، آيا انگيزه مادّى دارد؟
اينها همه روشنگر اصالت حسّ مذهبى در ضمير آدمى است.
البتّه انكار نمىكنيم كه يك مذهب اصيل و زدوده از خرافات مىتواند عاملى براى وحدت يك جامعه در برابر پراكندگىهاى ناشى از اختلافهاى نژادى و منطقهاى وتفاوتهاى ديگرى گردد كه سرچشمه جدايىها و دستهبندىهاست.
همچنين مىتواند مايه آرامش و تسلّى خاطر در برابر مصائبى باشد كه زندگى بشر، خواه ناخواه با آن آميخته است؛ و نيز تكيهگاهى براى انسان در برابر مشكلات و يا از دست دادن تكيه گاههاى موجود گردد، و نيازهاى ديگرى از اين قبيل را تأمين كند؛ ولى با تمام اينها باز در وراى اين نيازها كششى به مذهب وجود دارد كه در موقع لزوم نيازها را نيز فداى آن مىكند، همان طور كه در ساير احساسات اصيل آدمى عين اين جريان ديده مىشود؛ يعنى «حسّ راستى» ممكن است در بيشتر موارد انسان را به سوى علوم و دانشهايى دعوت كند كه چرخهاى زندگى مادّى او بدون آن نمىگردد و يا «حسّ نيكى» كه سرچشمه مسائل اخلاقى است. در مسير اخلاق اجتماعى قرار گيرد كه موجب بقا و دوام جامعه و منافع مختلف فردى و اجتماعى است. همچنين حسّ زيبايى ممكن است الهام بخش فنونى گردد كه منافع مادّى به بار آورد، ولى با اين حال مىدانيم كه قلمرو هيچ يك از اين احساسات- همان طور كه در سابق نيز اشاره كرديم- منحصر به موارد تأمين منافع فردى و اجتماعى نيست، بلكه گاه نسبت به منافع انسان بىتفاوت و گاهى حتّى منافع مادّى را قربانى خود مىكند.