پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - پيوند حسّ مذهبى با احساسات اصيل ديگر
ايمان به مبدأ علم و قدرتى كه تمام ذرّات اين جهان را بر طبق حكمت و حساب آفريده است، دانشمندان علوم طبيعى را به دقّت و انديشه بيشتر در پديدههاى اين جهان دعوت كند، بنابراين هر يك از اين احساسات با ديگرى تأثير متقابل دارد.
آيا بُعد مذهبى سرچشمه ساير ابعاد روح انسانى است؟
پس از آن كه دانستيم روح انسان، ابعاد مختلفى دارد، كه يكى از آنها بعد مذهبى است و يا به تعبير ديگر در ضمير نا آگاه آدمى، سرچشمههاى جوشانى وجود دارد كه روانشناسان اخير به اصالتِ چهار قسمت از آنها اعتراف كردهاند، اكنون اين سخن پيش مىآيد كه آيا احساسات سه گانه ديگر، يعنى حسّ «راستى»، «نيكى» و «زيبايى» در تحليل نهايى، چهرهاى از همان حسّ مذهبى به مفهوم وسيع كلمه نيستند؟
در ترجمه و اقتباسى كه از مقاله محقّقانه «تانه گى» شده چنين مىخوانيم:
«همان طور كه يكى از مزاياى عصر حاضر اين است كه در عالم طبيعت بُعد چهارمى به نام زمان يا «جايگاه» كشف شده كه از سه بُعد فضايى مشخّص و در عين حال جامع آن سه بُعد است، همچنين در اين عصر به موازات سه مفهوم «زيبايى»، «نيكويى» و «راستى»، مقوله چهارم «قدسى» يا «يزدانى» كه در حقيقت بعد چهارم روح انسانى است دوباره كشف گرديد، در اين مقام نيز اين بُعد چهارم روحى كه از سه مفهوم ديگر مجزّاست، ممكن است منشأ توليد سه بُعد ديگر بوده باشد». [١]
در سخنان «انيشتين» نيز جملهاى هماهنگ با اين سخن مىيابيم آن جا كه مىگويد:
[١]. حسّ مذهبى، ترجمه و اقتباس مهندس بيانى، چاپ دوّم، ص ٣٩.