پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧ - طرق آماده شدن زمينهها
فلسفه ديگر انتظار:
فلسفه ديگر، حلّ نشدن در فساد محيط و عدم تسليم در برابر آن است.
توضيح اين كه: هنگامى كه فساد محيطى را فرا مىگيرد، و اكثريّت و يا جمع كثيرى به آن آلوده مىشوند، يأس از اصلاحات سبب مىشود، افراد پاك نيز به تدريج به سوى فساد و «همرنگى با محيط» كشيده شوند، تنها چيزى كه مىتواند افراد صالح را به مقاومت و خويشتندارى دعوت كند، اميد به اصلاح است، تنها در اين صورت است كه تلاش و كوششهاى خود را براى نگاه داشتن خويش و يا براى اصلاح محيط، ثمربخش احساس كرده و در محيط حل نمىشوند.
و اگر مىبينيم يأس- از رحمت خدا- در دستورات اسلام يكى از بزرگترين گناهان شمرده شده، يك فلسفه آن همين است كه گناهكار مأيوس، دليلى نمىبيند كه دست از ادامه گناه بردارد و يا به فكر جبران گذشته بيفتد، او آب را از سر خويش برتر مىبيند، بنابراين يك قامت و صد قامت براى او مطرح نيست.
امّا هنگامى كه روزنه اميدى براى او پيدا شد، ممكن است همان، نقطه عطفى در زندگى او گردد و او را وادار به توقّف در مسير گناه و كمكم بازگشت به سوى پاكى، اصلاح و جبران نمايد.
بنابراين «اميد» همواره يك عامل مؤثّر تربيتى در برابر افراد فاسد و يا نسبت به افراد صالح در محيطهاى فاسد است و به اين ترتيب مىتوان گفت: «انتظار» چنان ظهورى، معتقدان به آن را در برابر امواج نيرومند فساد بيمه مىكند.
از مجموع آن چه در اين بحث آورديم چنين نتيجه مىگيريم كه اثر تخديرى انتظار، تنها در صورتى است كه مفهوم آن مسخ و تحريف شود (همان گونه كه نزد جمعى از مخالفان و حتّى جمعى از موافقان چنين شده است) در غير اين صورت يك عامل مهمّ تربيت، حركت، اميد و خودسازى خواهد بود.