پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - ١ فرضيّه عوامل اقتصادى
و يا چيزى به نام «توكّل» و قطع پيوند از وسايل مادّى و همچنين «صبر و تسليم» در برابر حوادث را به وجود آورد تا روح تحرّك را در آنها بميراند.
به همين جهت آنها مذهب را نوعى «افيون» براى تودههاى رنج ديده و عامل تخدير اكثريّت وسيع اجتماعات مىدانند. «لنين» در گفتار معروفش در كتاب «سوسياليسم و مذهب» مىگويد:
«مذهب در جامعه به منزله ترياك و افيون است»!.
و نيز به همين جهت معتقدند كه افكار مذهبى، بيشتر موقعى نُضج مىگرفته، كه جامعه گرفتار شكست و ركود و عقب افتادگى مىشده، در اين موقع براى تسلّى خاطر و نجات از ناراحتى و شكست، به مذهب، كه اثر تخدير روحى دارد، روى مىآورده است، به عنوان مثال دكتر «آرانى» در نشريّه «عرفان و اصول مادّى» بحثى دارد كه خلاصه آن چنين است:
«هميشه در كشورهايى كه صنعت و اقتصاد ترقّى مىكرده و طبقه ضعيف، اميد موفّقيّت را در خود مىديده است، افكار مذهبى و عرفانى برچيده شده و به جاى آن، افكار ماترياليستى نشسته، ولى آن زمان كه با انحطاط تمدّن و بحران اقتصادى درگير شده، بازار مذاهب و فلسفه (متافيزيك) رواج بيشترى به خود گرفته است».
امّا همان طور كه در شرح فرضيّه دوّم (عامل ضدّ استعمارى بودن مذهب) خواهيم ديد، آنها چون نتوانستهاند تأثير مثبت مذهب را در پيروزىهاى سياسى، اقتصادى و نظامى در جبهههاى مختلف، در تاريخ گذشته و معاصر، انكار كنند، ناچار از اين تفسير، عدول كرده و به پارهاى از مذاهب، رنگ ضدّ استعمارى دادهاند، كه شرح آن به خواست خدا خواهد آمد.