پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠ - نقطه شروع بحث
٢- عوامل اقتصادى ضدّ استعمارى.
٣- نيازهاى اخلاقى و اجتماعى.
٤- جهل و بىاطّلاعى از اسرار طبيعت.
٥- ترس از عوامل وحشتناك طبيعى.
٦- عوامل جنسى.
٧- عقيده به وجود روح.
٨- اعتقاد به بخت و شانس.
٩- فطرت انسانى و كشش درونى و ذاتى او (درك عاطفى).
١٠- مطالعه اسرار هستى و نظام آفرينش (درك عقلى).
روشن است كه عامل اوّل و دوّم، جنبه اقتصادى و سياسى، عامل سوّم جنبه اجتماعى، و عامل چهارم جنبه فكرى، و عامل پنجم و ششم جنبه روانى، و عامل هفتم جنبه فلسفى، و عامل هشتم جنبه خرافى، و نهم جنبه علمى و فلسفى، و دهم جنبه روانى دارد.
اكنون به بحث درباره هر يك از نظرات فوق مىپردازيم. پيش از آن كه به بررسى انگيزههاى دهگانه فوق بپردازيم، توجّه به اين نكته لازم است كه جامعه شناسان، امروزه معتقدند كه تمام جوامع بشرى بدون استثنا، داراى نوعى مذهب بودهاند.
جامعه شناس معروف غربى «ساموئيل كينگ» در كتاب «جامعهشناسى» خود مىگويد:
«كليّه جوامع بشرى داراى نوعى مذهب بودهاند. نژاد شناسان و جهان گردان و مبلّغان اوّليه، از طوايفى نام بردهاند كه كيش و مذهبى نداشتند لكن بعداً معلوم شد كه گزارشهاى آنها مبنايى ندارد و قضاوت آنان تنها ناشى از آن بوده است كه گمان بردهاند، مذهب اين طوايف بايد شبيه مذهب ما باشد ...
دانشمندان جامعه شناس به دقّت اين موضوع را بررسى كرده و به اين نكته