پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١ - داستان مسلمان شدن يك عالم مسيحى
اگر بدانند اين معنا از من بروز كرده است، قبر مرا بشكافند و مرا آتش بزنند.
پس اين حقير، قسم ياد نمودم كه واللّه العلىّ العظيم، به خداى قاهر، غالب، مُهلك، مُدرِك، مُنتقم، و به حقّ انجيل و عيسى و مريم و به حقّ تمامى انبيا و صلحا و به حقّ جميع كتابهاى مُنزَله از جانب خدا و به حقّ قدّيسين و قدّيسات، من، هرگز افشاى راز شما نخواهم كرد، نه در حال حيات و نه بعد از ممات. پس از اطمينان، گفت: اى فرزند روحانى! اين اسم از اسماى مباركه پيغمبر مسلمين است؛ يعنى به معنى احمد و محمّد است.[١] پس مفتاح آن خانه كوچك سابق الذكر را به من داد و
[١] بشارتهاى بسيارى از ظهور پيامبر اسلام در كتابهاى عهدين( تورات و انجيل) بوده است و به تصريح قرآن مجيد، موسى و عيسى عليهما السلام در تورات و انجيل، از آمدن او خبر دادهاند و حتّى نام او هم تصريح شده است:« عيسى پسر مريم گفت: اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم. به توراتى كه پيش از من آمده، گواهى مىدهم و از آمدن پيامبرى كه بعد از من خواهد آمد، بشارت مىدهم و اسم او احمد است»( صف: آيه ٦) و« و آنان كه از فرستاده ما پيامبر امّى پيروى مىكنند و او را در تورات و انجيل، نوشته مىبينند»( اعراف: آيه ١٥٧).
ايمان آوردن يهوديان و نصرانيان بىشمار در زمان خود پيامبر اسلام و بعد از رحلتش، دليل روشنى است كه درصدر اسلام از اين بشارتها در كتابهاى عهدين، بسيار بوده است؛ وگرنه كافى بود كه يهود و نصارا به پيامبر اسلام بگويند: تو مىگويى موسى و عيسى به آمدن من، بشارت دادهاند، حال آن كه چنين مطلبى در تورات و انجيل به چشم نمىخورد. در عوض، اعتراف كرده، دسته دسته اسلام آوردند، در حالى كه ديگران بعدها آن را تغيير دادهاند و كتابهاى آسمانى عهدين را دست خورده و تحريف يافته كرده و« سخنان را از موقعيت خود، تغيير مىدهند»( سوره مائده: آيه ١٦).
از اين رو، انجيل و تورات كنونى، آن ارزش آسمانى خود را از دست دادهاند و مسلمانان به چشم كتاب آسمانى به آنها نگاه نمىكنند و آنها را دليل و حجّت نمىدانند؛ امّا بدان جهت كه معلوم شود با وجود تغييرات و تحريفات، باز هم جامعه كليسا نتوانسته بشارتهاى ظهور اسلام را به طور كلّى از كتابهاى عهدين حذف كند، به بيان شواهد زير مىپردازيم:
انّى هُمزِمِلىِ عَمُو خُوْن كَتْ لِكْسِلَوْخُوْن يِوْن اينَ هَوْ پارقَليطا رُو خارِقُدْسَ هَوْبِتْ شادِرْبَبِّى بِشَمّى هَوْبِتْ مَلِپْ لُوخُونْ كُلْ مِنْدِىْ وَهَوْبِتْ مَتْخِرَوخُونْ كُلْ مِنْدِى دِمرِوْنِ الوَخُونْ( انجيل يوحنّا ١٤: ٢٥ تا ٢٧).
It is the Word of the Father who sent me. I have told you all this while I am still here with you, but your Advocate, the Holy Spirit whom the Father will send in my name, will teach you every thing, and will call to mind all that I have told you.
ترجمه صحيح: اين حرفها را با شما گفتهام، وقتى كه با شما بودم؛ ليكن فارقليطاى روح حق، نصيحت كننده است و شما را به سوى حق مىخواند كه پدر، او را به اسم من مىفرستد( مرا تصديق مىكند) و هر چيز را به شما ياد خواهد داد و هر آنچه را كه گفتهام، به ياد شما خواهد آورد.
متن انجيل امروزى: اين سخنان را به شما گفتم، وقتى كه با شما بودم؛ ليكن تسلّى دهنده، يعنى روح القدس كه پدر، او را به اسم من مىفرستد، او همه چيز را به شما تعليم خواهد داد و آنچه به شما گفتم به ياد شما خواهد آورد.
وَانَابِتْ طالْبِنْ مِنْ بَبى وَخِينَ پارْقَليِطا بِتْ يَبِل لُوخُون دَپِئشْ عَمُو خُون هَل ابد.( انجيل يوحنا ١٤: ١٦)
I will ask the Father and he will give you another to be your Advocate, who will be with you for ever.
ترجمه صحيح: و من از پدر مىخواهم كه پارقليطا را به سوى شما بفرستد تا هميشه با شما باشد.
متن انجيل امروزى: و من از پدر سؤال مىكنم و تسلّى دهنده ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند.
ايْنَ ايْمَنْ دِاتِى پارَقَليطا هَوْدِ انَا شادُورِونْ لِكِسلَوْخُونْ مِنْ لِكِسْ بَبى ...( انجيل يوحنّا ١٥: ٢٦)
But when your Advocate has come whom I will send you from the Father.
ترجمه صحيح: هنگامى كه فارقيطا آمد كه او را از سوى پدر نزد شما مىفرستم.
متن انجيل امروزى: ليكن چون تسلّى دهنده كه او را از جانب پدر نزد شما مىفرستم، آيد، يعنى روح راستى كه از پدر صادر مىگردد.
الا اينَ شِرَ رَامَرْنَلُوخُونْ رَيِقَخْ لُوخُونْ دِاْيِنَ ازِلْ انْ يَرايْنَ لا اذِلْنَ پارَقَليطا لا اتِى لَوِتْخُونْ اينْ دِيْن ازِلْ اشاذِرىْ لَوتْخُونْ( انجيل يوحنّا ٧: ١٦).
I tell you the truth: it is for your good that I am Leaving you. If I do not go, your Advocate will not come, whereas if I go. I will send him to you.
ترجمه صحيح: من به شما راست مىگويم كه رفتن من براى شما مفيد است؛ چه اگر نروم، فارقليطا نزد شما نخواهد آمد؛ و امّا اگر بروم، او را نزد شما مىفرستم.
متن انجيل امروزى: من به شما راست مىگويم كه رفتن من براى شما مفيد است، زيرا اگر نروم، تسلّى دهنده نزد شما نخواهد آمد؛ امّا اگر بروم، او را نزد شما مىفرستم.
*** آيات ياد شده، بشارت از آمدن شخصى است به نام پارقليطا كه بعد از مسيح بايد بيايد. نصارا هم منتظر آمدن او بودند. دليل روشن و شاهد زنده، ادّعاى گروهى از مسيحيان است كه مىگويند پارقليطاى موعود انجيل هستند.
مدّعيان پارقليطا و منتظران آن
ويليام ماير، مورّخ مسيحى، در فصل دوم از باب سوم كتاب لب التاريخ كه در سال ١٨٤٨ به چاپ رسيد، مىنويسد:« بعضى گفتهاند كه مِنتس، مدّعى گرديد كه: من، فارقليطا هستم، يعنى روح القدس، و چون مرد پرهيزگار و شديد الرياضهاى بود، مردم پذيرفتند و رسالت او را با ايمان بسيار، قبول كردند». تعبير« يعنى روح القدس» از تفسيرهايى است كه مورّخ، اضافه كرده است. منتس كه مردى مرتاض بود، به سال ١٧٧ م، در آسياى صغير ادّعا كرد كه: من، همان فارقليطا هستم كه مسيح از آمدن آن، خبر داده است.
و نيز مىگويد:« يهود و نصارا در زمان محمّد، به انتظار پيغمبر موعودِ پارقليطا بودند و از اين زمينه مساعد، نفع عظيم براى محمّد حاصل شد و گفت: من، همان پارقليطاى موعود انجيل هستم.
نجاشى مسيحى، پادشاه حبشه، در جواب نامه محمّد، گفت: اين، همان پيغمبرِ موعود است كه اهل كتاب در انتظارش بودهاند.
قيصر روم نيز در نامهاش به محمّد نوشت: مىدانستم كه بعد از عيسى عليه السلام پيغمبرى مبعوث خواهد شد؛ ولى گمان نمىبردم كه از ميان اعراب برخيزد، بلكه مىپنداشتم كه از شامات ظهور خواهد كرد».
در ميان مسيحيان، مدّعيان چندى پيدا شدند و ادّعاى نور جديد و الهام كردند، از جمله هرماس از اهل روم و بعدها در ايران از ميان مسيحيان ايرانى نژاد كه چند كرور مسيحى بودند، مانى نقّاش، نصرانيّت اختيار كرد و به جايى رسيد كه او را« رئيس القسّيسين» ناميدند. با بت پرستان و يهود، مباحثاتى نمود؛ ولى بعدها مذهب جديدى همچو عقيده زردشت اختراع كرد و خود را« فارقليط موعود» ناميد. ر. ك: نزاعى مزگانى، جمال الدين مسيحى: ص ٢٥٢، چاپ انتشارات نور جهان( افست از چاپ ١٩٣٠ م)؛ تاريخ كليسا، ميلر، لايپزيگ( آلمان): انتشارات آوگوست پرس، ١٩٣١ م.
اين بود قسمتى از شواهد اين كه يهود و نصارا در انتظار پيغمبر موعودى بودند؛ بلكه آن را پارقليطا مىناميدند.
پارقليطا
كلمه پارقليطا، سُريانى است كه از اصل يونانى پريقليطوس( به معناى بسيار ستوده و پسنديده) مشتق شده و عربى آن، محمّد يا احمد مىشود؛ ولى مترجمان در انجيلهايى كه بعد از اسلام ترجمه شدهاند كلمه پارقليطا را مشتق از كلمه« پاراقليطوس» دانستهاند كه به معناى تسلّى دهنده است و در انجيلهاى فارسى كنونى، به جاى پارقليطا، كلمه« تسلّى دهنده» را به كار بردهاند!
اگر از اشتقاق كلمه پارقليطا از اصل پريقليطوس، صرف نظر كنيم و چشم روى هم گذاشته، معنى آن را كه« پسنديده» است، نديده بگيريم و آن را مشتق از پاراقليطوس فرض كنيم و به« تسلّى دهنده» ترجمه نماييم، باز از آمدن پيغمبرى خبر مىدهد كه بشير و نذير است.
در كتب عهدين، هر جا كلمه« تسلّى دهنده» ترجمه شده، قسّيسين به« روح راستى» يا« روح القدس» تفسير كردهاند. در ذيل آيه ١٦ از باب ١٤ بعد از كلمه تسلّى دهنده آمده است: يعنى روح راستى كه جهان، نمىتواند او را قبول كند. در آيه ٢٦ از همين باب، حضرت عيسى عليه السلام خطاب به حواريان مىگويد:« اين سخنان را به شما گفتم، وقتى كه با شما بودم؛ ليكن تسلّى دهنده[ و فورا تفسير مىكند]، يعنى روح القدس كه پدر، او را به اسم من مىفرستد ...». باز در آيه ٢٦ از باب ١٥ همين انجيل،« تسلّى دهنده» به« روح راستى كه از پدر صادر مىگردد»، تفسير شده است.
مىبينيم كه با تفسير تسلّى دهنده به روح راستى يا روح القدس، خواستهاند ذهن مردم را از حقيقت، دور نگه دارند. آرى، قسّيسين، هميشه خواستهاند به بشارت از آمدن احمد و محمود و يا تسلّى دهنده، پرده بكشند و با اين تفسير، اذهان جامعه مسيحيت را از حق، منحرف سازند و چنين وانمود كنند كه مقصود از تسلّى دهنده، همين روح است كه آنان، هميشه خواهان آن بودند و هستند، به طورى كه در جاهاى بسيارى از انجيلها، شاگردان از يسوع عليه السلام مىخواهند كه آنان را به روح القدس، پُر كند و او هم وعده مىدهد كه در شما، روح راستى ايجاد خواهم كرد كه شما به قوّه همين روح، بتوانيد ارواح پليد را از خود، دور سازيد.
روح القدس، كى ظاهر مىشود؟
با در نظر گرفتن آيات يادشده و تفسيرى كه قسّيسين از تسلّى دهنده كردهاند، اين سؤال پيش مىآيد كه: حيات خدايىاى كه به عقيده مسيحيان، مجسّم شده و به صورت روح القدس در آمده، اگر بعد از مرگ عيسى عليه السلام عطا خواهد شد( همچنان كه به عقيده مسيحيان، آيه ١٧ باب ١٦ انجيل يوحنا به همين معنا ناظر است)، پس روحى كه عيسى عليه السلام را به بيابان برد تا ابليس، او را تجربه كند( انجيل متى: باب چهارم) كه بود؟ آيا اقنوم اوّل، يعنى ذات پروردگار، تا آن وقت، بى روح بود؟!
با توجّه به اين كه انجيل مىگويد:« شاگردان عيسى عليه السلام به او گفتند تو ما را با روح القدس، پر كردهاى»، جاى پرسش بوده كه شاگردان از عيسى عليه السلام بپرسند: تو خودت روحى و ما را از روح القدس، پُر كردهاى و ما به قوّت روح القدس، به اخراج ارواح پليد، قدرت يافتهايم. پس اين روح كه ما را به آمدن آن وعده مىدهى، چيست؟ و اين كه پيش از وقت، ما را به ايمان آوردن به او توصيه مىكنى، چه معنا دارد؟! عجب است كه به عيسى عليه السلام نگفتند: اگر ما از روح القدس پُر نشدهايم و به او ايمان نياوردهايم، پس چرا كليد درِ ملكوت گرديدهايم؟!
و اگر مقصود از روح القدس، فرشتهاى است كه حامل وحى و پيام آسمانى و واسطه بين خدا و پيامبر بوده و هميشه وحى انبيا را او مىآورَد و آمدن آن روح القدس، بستگى به رفتن عيسى عليه السلام دارد و با وجود مسيح عليه السلام محال است كه بيايد، پس پيغمبر بودن آن بزرگوار نيز محال خواهد بود!
عذر بدتر از گناه
پاپاس فندر، قسّيس آلمانى، در ميزان الحق( ص ١٨٩) مىگويد: مقصود از نزول روح القدس كه مسيح عليه السلام به حواريان وعده داده نزول وى نيست تا گفته شود روح القدس با او ملازم بود؛ بلكه منظور، نزول خاصّى است كه قبل از حواريان به آن قوّت و كمال بر احدى از انبياى گذشته، نازل نگشته است. بر اين اساس، مقام نبوّت حواريان نيز از عموم پيغمبرانِ گذشته، برتر و كاملتر بوده و حتّى از خود عيسى عليه السلام نيز مقام ارجمندترى دارند!
چه احتياجى به روح القدس داريم؟
باز جاى سؤال باقى است كه شاگردان به حضرت عيسى عليه السلام بگويند تو كه پسر خدايى، بلكه تو خود خدايى هستى كه به اين لباس جسمى و بشرى نمودار گشتهاى تا بندگان خويش را قرين مهر و محبّت و مقرون لطف و عنايت فرمايى، پس چرا بندگان خود را بيشتر مقرون الطاف و عنايات پروردگارى نمىسازى و آنان را به جميع راستىها هدايت نمىكنى؛ بلكه اين لطف و محبّت را به عهده روح القدس واگذار مىكنى، در صورتى كه روح القدس را تو خود، خواهى فرستاد تا هميشه در ميان ما باشد؟!
اين نيست، مگر بشارت صريح از آمدن پيغمبرى كه دين عيسى عليه السلام را با زيادتىِ قابل توجّه و اعتنا مىآورد؛ زيرا مسيح عليه السلام فرمود: همه چيز را به شما خواهد داد و آنچه را به شما گفتهام( مسيحيت حقيقى) به ياد شما خواهد آورد( انجيل يوحنّا: باب ١٤ آيه ١٥) و شواهد بسيار ديگر.