پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - حديث
«و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى مؤِيّد آنچه نزد آنان است، برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند، پيروزى مىجستند؛ ولى همين كه آنچه [كه اوصافش را] مىشناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت خدا بر كافران باد».
«و چون آنچه را به سوى اين پيامبر نازل شده، بشنوند، مىبينى بر اثر آن حقيقتى كه شناختهاند، اشك از چشمهايشان سرازير مىشود. مىگويند: پروردگارا! ما ايمان آوردهايم، پس ما را در زمرؤ گواهان بنويس. و براى ما، چه [عذرى] است كه به خدا و آنچه از حق به ما رسيده، ايمان نياوريم و حال آن كه چشم داريم كه پروردگارمان ما را با گروه شايستگان [به بهشت] درآورد؟».
«بگو: «به من خبر دهيد، اگر اين [قرآن] از نزد خدا باشد و شما بدان كافر شده باشيد و شاهدى از فرزندان اسرائيل به مشابهت آن [با تورات]، گواهى داده و ايمان آورده باشد و شما تكبّر نموده باشيد [آيا باز هم شما ستمكار نيستيد؟]. البتّه خدا قوم ستمگر را هدايت نمىكند»».
حديث
٢٢. تفسير القمّى درباره آيه «كسانى كه به ايشان، كتاب [آسمانى] داديم، او (محمّد) را مىشناسند؛ همان گونه كه پسران خود را مىشناسند ...»: عمر بن خطّاب به عبداللّه بن سلّام گفت: آيا شما در كتاب خود، محمّد را مىشناسيد؟
گفت: آرى، به خدا قسم، هرگاه در ميان شما باشد، او را از طريق صفاتى كه خداوند از او برايمان بيان داشته است، مىشناسيم؛ همان گونه كه هر يك از ما هر گاه فرزند خود را در ميان ديگر كودكان ببيند، مىشناسد. سوگند به آن كه ابن سلّام به او سوگند مىخورد، من اين محمّد را بهتر از فرزندم مىشناسم.
٢٣. الطبقات الكبرى به نقل از ابن عبّاس: قريش، نضر بن حارث بن علقمه و عُقبة بن ابى معيط و چند نفر ديگر را نزد يهوديان يثرب فرستادند و به آنها گفتند: از آنها درباره محمّد سؤال كنيد.
آن عدّه به مدينه وارد شدند و گفتند: ما به خاطر موضوعى كه در ميان ما رخ داده است، نزد شما آمدهايم. جوانىيتيم و حقير، سخن بزرگىمىگويد و بهخيال خودش، فرستاده رحمان است، در حالى كه ما رحمانى جز رحمانِ يمامه نمىشناسيم.
يهوديان گفتند: اوصاف او را براى ما بگوييد.
فرستادگان قريش، اوصاف پيامبر را براى آنان بيان كردند. يهوديان گفتند: از ميان شما چه كسانى پيرو او شدهاند؟
جواب دادند: فرومايگان ما.
يكى از عالمان يهود، خنديد و گفت: اين همان پيامبرى است كه صفاتش را مىدانيم و مىدانيم كه قومش دشمنترينِ مردم با او هستند.