پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - داستان مسلمان شدن يك عالم مسيحى
بعد گفت: اى فرزند روحانى! بدان كه علما و مفسّرين و مترجمين مسيحيّه، قبل از ظهور حضرت محمّد صلى الله عليه و آله اختلافى نداشتند كه به معناى احمد و محمّد است. بعد از ظهور آن جناب، قسّيسين و خلفا، تمامى تفاسير و كتب لغت و ترجمهها را از براى بقاى رياست خود و تحصيل اموال و جلب منفعت دنيويّه، و عناد و حسد و ساير اغراض نفسانيّه، تحريف و خراب نمودند و معنى ديگر از براى اين اسم شريف، اختراع نمودند كه آن معنى، اصلًا و قطعا مقصودِ صاحب انجيل نبوده و نيست. از سبك و ترتيب آياتى كه در اين انجيل موجوده حاليّه است، اين معنا در كمال سهولت و آسانى معلوم مىگردد كه وكالت و شفاعت و تعزّى و تسلّى، منظور صاحب انجيل شريف نبوده و روحِ نازل در يوم الدار[١] نيز منظور نبوده؛ زيرا كه جناب عيسى عليه السلام آمدن فارقليطا را مشروط و مقيّد مىنمايد به رفتن خود و مىفرمايد: تا من نروم، فارقليطا نخواهد آمد؛[٢] زيرا كه اجتماع دو نبى مستقل صاحب شريعت عامّه در زمان واحد، جايز نيست! به خلاف روح نازل در يوم الدار كه مقصود از آن، روح القُدُس است كه او با بودن جناب عيسى و حواريّون، از براى آن جناب و حواريّون، نازل شده بود.
مگر فراموش كرده قول صاحب انجيل اوّل[٣] را در باب سوم از انجيل خود كه
[١] مقصود از آن، روز پنطيكاست. معروف است كه به عقيده مسيحيان، در آن روز، روح القدس به شدّت هر چه تمامتر مانند وزش بادى به حواريان نازل شده و فارقليطاى موعود را هم به همان روز، تفسير كردهاند( اعمال رسولان باب ٢: ١- ١٢).
[٢] انجيل يوحنّا باب ١٦: ٧.
[٣] مقصود از انجيل اول، همان انجيل متّى است كه در باب سوم، داستان تعميد دادن يحيى عليه السلام تمام يهوديه و فريسيان و صدوقيان را نقل مىكند و در آخر آيه ١٦ تعميد عيسى عليه السلام را بيان مىكند و در آيه ١٧ مىگويد:« امّا عيسى چون تعميد يافت، فورا از آب برآمد كه در ساعت، آسمان بر وى گشاده شد و روح خدا را ديد كه مثل كبوترى نزول كرده، بر وى مىآيد».
امّا خود تعميد، يكى از آيينهاى هفتگانه مقدّس كليسا و از جمله فرايض بزرگ مسيحيت به شمار مىآيد، و آن، دو نوع غسل است:
١. تعميد اموات،
٢. تعميد مقدّس، كه با تشريفات مخصوص از طرف كليسا با حضور كشيش بزرگ و خواندن ادعيه خاص با آبى كه به اسم« تثليث الوحده» مقدّس شده، درباره كسى كه مىخواهد وارد جامعه مسيحى بشود، انجام مىگيرد تا شخص تعميد يافته از نجاست و ناپاكى، طهارت يابد و در خاتمه مراسم، كليساى پروتستان مىگويد:« خداوند، گناهان تو را ببخشد!»؛ ولى كليساى كاتوليك مىگويد:« گناهان تو را بخشيدم».
تعميد در عهد جديد، به مانند ختنه در عهد عتيق، نسبت شخص را با كليساى مسيح عليه السلام معيّن مىكند. بسيارى از مسيحيان معتقدند كه تعميد اطفال مؤمنان، واجب است و كاتوليكها مىگويند: اگر طفلى قبل از تعميد بميرد، از سعادت اخروى محروم خواهد بود( تاريخ اصلاحات كليسا: ص ٦٠) و اين عقيده با تصريح انجيل متّى درباره بچّههاى تعميد نيافته، تضاد دارد:« بچّههاى كوچك را بگذاريد و از آمدن نزد من( عيسى) ايشان را منع نكنيد؛ زيرا ملكوت آسمان، از مثل اينهاست»( انجيل متّى: باب ١٩، آيه ١٤).
جمال الدين مسيحى در نزاعى مزگانى:( ص ٤٧) مىگويد:« براى ورود به كليساى حقيقى، غسل تعميد كافى نيست؛ بلكه غسل روح القدس لازم است».
نصرانىها براى تعميد در آب رود اردن، ارزش بيشترى قائلاند، چون متّى مىگويد: يحيى، تعميد دهنده مسيح را در آن جا تعميد داد( انجيل متّى: ٣: ١٥)
علّامه يحيى نورى مىگويد: محقّقان عقيده دارند كه مسيحيان، اين سنت را از آيين هندو گرفتهاند( اسلام و عقايد و آراء بشرى: ص ٤٦٤).