پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١ - حديث
٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ به سؤال از آغاز كار ايشان (اين كه از چه زمان پيامبر بوده است؟): [من همان] دعاى ابراهيم عليه السلام و بشارت عيسى عليه السلام [هستم] و مادرم [هنگام تولّد من] ديد نورى از او بيرون مىآيد و بر اثر آن، كاخهاى شام، نمايان شد.
٧. الطبقات الكبرى به نقل از شعبى: در كتاب ابراهيم عليه السلام آمده است: «از فرزندان تو، قومها و قومها پديد خواهند آمد، تا آن گاه كه پيامبر امّى، كه خاتم پيامبران است، برانگيخته شود.
٨. الطبقات الكبرى به نقل از عبدالحميد بن جعفر، از پدرش: زبير بن باطا، كه عالمترين فرد يهود بود، مىگفت: من به كتابى دسترس پيدا كردم كه پدرم، آن را از من پنهان نگه مىداشت. در آن كتاب، از پيامبرى به نام «احمد» ياد شده بود كه در سرزمين قرظ [بنى قريظه] ظهور مىكند و خصوصياتش چنين و چنان است. زبير، بعد از مرگ پدرش و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز مبعوث نشده بود، اين مطلب را بارها بازگو مىكرد؛ امّا همين كه شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ظهور كرده است، مطالب آن كتاب را پاك كرد و موضوعِ پيامبر را كتمان نمود و گفت: اين شخص، آن پيامبر نيست.
٩. امام على عليه السلام در بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله: تا اينكه خداى سبحان، محمّد را به عنوان فرستاده خدا برانگيخت، در حالى كه از پيامبران درباره او پيمان گرفته بود، نشانههايش شناخته شده و تولّدش فرخنده بود. اهل زمين در آن روز، داراى آيينهاى گوناگون و خواهشهاى پراكنده و دستهجات متشتّت بودند. كسانى بودند كه خداوند را شبيه مخلوق مىدانستند. يا از نام او منحرف بودند و يا در پىِ غير او بودند. خداوند به وسيله او آنها را از گمراهى هدايت كرد و از نادانى نجاتشان داد. سپس خداوند سبحان، لقاى محمّد صلى الله عليه و آله را براى خود روا ديد و براى او آن را پسنديد كه در نزد خود داشت و از سراى دنيا، او را بزرگ و عزيز داشت و دوستدارِ ديدار او شد تا سختى بلايا را نبيند و او را بزرگوارانه برگرفت و قبضِ روح كرد.