پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - ٢/ ٢ تكامل انسان
نمايد؛ زيرا تنها اوست كه استعدادها و نيازهاى انسان را كاملًا مىشناسد و با همه دقايق برنامههاى تكامل انسان، آشناست، و از سوى ديگر، نيازى به انسان ندارد تا چيزى كه به سود اوست، از او دريغ دارد.[١]
بنا بر اين، براى اين كه انسان بتواند به فلسفه آفرينش خود برسد، حكمت بالغه الهى ايجاب مىكند كه راهنمايى براى ارائه برنامه تكامل انسان اعزام نمايد؛ زيرا در غير اين صورت، تكامل انسان ممكن نخواهد بود و اين، به معناى بى هدف بودن آفرينش خواهد بود. به سخن ديگر، انكار وحى و بعثت انبيا، مساوى است با انكار توحيد. از اين رو، قرآن تصريح مىفرمايد كه:
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ؛[٢]
و آن گاه كه [يهوديان] گفتند: خداوند، چيزى بر بشرى نازل نكرده، بزرگى خدا را چنان كه بايد، نشناختند».
بر اين پايه، در يك جمله مىتوان گفت: فلسفه بعثت انبيا، تكامل انسان و پاسخگويى به نيازهاى مادّى و معنوى اوست.[٣]
ساير امورى كه در تبيين حكمت بعثت انبيا در قرآن بدانها اشاره شده است (مانند: رفع اختلاف، رهايى انسان از زنجيرهاى درونى و بيرونى، خارج ساختن انسان از تاريكى جهل، آموختن كتاب و حكمت، منوّر ساختن جهان به نور علم، رشد اخلاقى جامعه و تأمين عدالت اجتماعى)، در واقع، فروع اجابت دعوت خدا، و جزئيات اجراى برنامه الهى تكامل انسان، از جانب انبياى الهى (به عنوان نخستين مجريان آن) است.[٤]
اما فلسفه بعثت، در مورد كسانى كه دعوت خدا و انبياى الهى را اجابت نكنند، اتمام حجّت است.[٥]
[١] براى آشنايى بيشتر با اين اصول، ر. ك: فلسفه وحى و نبوّت، محمّد محمّدى رىشهرى.
[٢] انعام، آيه: ٩١.
[٣] ر. ك: ص ٧٧ تكامل.
[٤] ر. ك: ص ٧٣ فصل دوم: حكمت پيامبرى.
[٥] ر. ك: ص ١٠٥: اتمام حجت.