حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٥ - درآمدى بر مطالعات حديثى خاورشناسان
درآمدى بر مطالعات حديثى خاورشناسان[١]
١. پديده «خاورشناسى» يا «استشراق»، به مجموعه مطالعات غربيان نسبت به شرق اطلاق مىگردد، خواه اين مطالعات، به ملّيتها و اقوام برگردد يا به اديان و آيينها؛ يعنى مطالعات ايرانشناسى، عربشناسى، هندشناسى، چينشناسى و تُركشناسى، و نيز اسلامشناسى، يا مطالعه اديان و آيينهاى كهن شرقى چون زرتشتىگرى، بوديسم و ...، همه در اين مقوله مىگنجند.
ادوارد سعيد، در تعريف شرقشناسى مىنويسد:
شرقشناسى، به رشتهاى اطلاق مىشود كه درباره شرق، گفتگو مىكند، مىنويسد و مىآموزد. به عبارت ديگر، شرقشناسى، رشته فعاليت كسى است كه در خصوص شرقْ مطالعه مىكند و يافتههاى خود را در اختيار ديگران مىگذارد، يا بهتر بگوييم:
شرقشناسى، علمى است كه درباره شرقْ قضاوت كرده، واقعيتهاى آن را بررسى و تفسير مىكند.[٢] شروع اين گونه مطالعات از سوى غربيان، دقيقاً شناخته شده نيست؛ ولى مىتوان گفت كه به صورت حقيقى، در قرن شانزدهم در اروپا شكل گرفت و در قرن هفدهم، با اختصاص كرسىهايى به آموزش زبان عربى در فرانسه، انگليس، آلمان، هلند،
[١]*. اين مقاله، پيش از اين، در فصل نامه علوم حديث( ش ٢٨) منتشر شده است
[٢]. شرق شناسى( شرقى كه آفريده غرب است)، ص ٥- ٦