حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣ - شش دلالت احاديث بر فهم پذيرى قرآن
هى معناها و تبيّنها بياناً، فتصير الآية المتشابهة عند ذلك محكمة بواسطة الآية المحكمة؛[١]
اين همه، دلالت دارد كه مراد از متشابه در آيات، اين است كه به صِرف شنيدن آيه توسّط مخاطب، مراد خداوند، روشن نشود، بلكه ميان چند معنا مردّد شود تا به محكمات كتاب خداوند رجوع كند و آيات محكمِ آن را روشن سازد. با اين رجوع، آيه متشابه، محكم خواهد شد.
چنان كه از سخن علّامه آشكار است، وى مدّعى نيست كه هر آيه قرآنْ به تنهايى، قابل درك است؛ بلكه معتقد است كه فهم آيات و پى بردن به مراد آيات، از مجموع قرآن بيرون نيست و اين، يك قاعده عُقلايى است. اگر سخنرانى در يك مراسم، سخن بگويد يا در يك كتاب، مطلبى بنويسد، فصاحت و بلاغت، اقتضا مىكند كه براى فهم مراد، به مجموع سخنرانى و كتاب، نظر افكنده شود، وگرنه، احتمال لغزش و خطا طبيعى خواهد بود.
برخى از محقّقان، سخنان علّامه را مورد نقّادى قرار داده، به سه دليل، اوّل از كلام علّامه پاسخ دادهاند. در پاسخ به دليل اوّل كه مىگويد: «قرآن، نور و تبيان است و نيازمند به غير نيست»، مىنويسد:
اولًا، علّامه، خود، تفاصيل احكام را استثنا كرده و آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله ارجاع داده است و اگر نور است، استثنا برنمىدارد.
ثانياً، نور بودن، وصف كلّى قرآن است و اين مسئله، با آن كه آيات متشابه، در فهم و تفسير، نيازمند روايات معصومان عليهم السلام باشد، منافاتى ندارد.
در پاسخ به دليل دوم علّامه- كه تدبّر در قرآن باشد- مىفرمايد:
اگر بخش مهمّى از آيات، قابل فهم و تفسير باشد، دستور به تدبّر و تأمّل در آيات، صحيح است. معناى ارجاع و امر به تدبّر، تفسيرپذيرى مستقلِ تمامى آيات نيست.
[١]. همان، ص ٢١