حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠ - شش دلالت احاديث بر فهم پذيرى قرآن
جهت است كه مخاطب، مىتواند معنا را بفهمد و ذهن او بر درك آن به صورت مستقل، تواناست؛ چرا كه به شيوه متداول، وارد شده است.
شش. دلالت احاديث بر فهمپذيرى قرآن
على أن هيهنا روايات عنهم عليه السلام تدلّ على ذلك بالمطابقة كما رواه فى المحاسن بإسناده عن أبى لبيد البحرانى عن أبى جعفر عليه السلام فى حديث قال: «فمن زعم أن كتاب اللَّه مبهم فقد هلك و أهلك». و يقرب منه ما فيه و ما فى الاحتجاج عنه عليه السلام قال: «إذا حدّثتكم بشىء فاسألونى عنه من كتاب اللَّه»؛[١]
علاوه بر آن كه روايتهايى از ائمه عليهم السلام رسيده كه به صورت مطابقى بر مفهوم بودن كتاب خدا دلالت دارد، چنان كه در كتاب المحاسن از ابو لبيد بحرانى، از امام باقر نقل شده است: «هر آن كس گمان بَرَد كه كتاب خدا مبهم است، هلاك شده و ديگران را به هلاكت مىكشاند». به همين مضمون در المحاسن و الإحتجاج از امام باقر عليه السلام رسيده است كه: «هرگاه براى شما حديث گفتم، درباره آن از قرآن بپرسيد».
علّامه، ركن دوم ادّعايش (يعنى حجّيت حديث) را بر پايه «حديث ثقلين» چنين بيان مىكند:
... والحديث غير مسوق لإبطال حجّية ظاهر القرآن و قصر الحجّية على ظاهر بيان أهل البيت عليهم السلام. كيف و هو صلى الله عليه و آله يقول: «لن يفترقا»، فيجعل الحجّية لهما معاً فللقرآن الدلالة على معانيه والكشف عن المعارف الإلهية، و لأهل البيت الدلالة على الطريق و هداية الناس إلى أغراضه و مقاصد؛[٢]
اين حديث، در مقام ابطال حجّيت ظواهر قرآن و انحصار حجّيت آن بر سخن اهل بيت عليهم السلام نيست؛ چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آن دو از يكديگر جدا نشوند». پس براى هر دو حجّيت، جعل كرده است. قرآن، بر معانىاش و كشف از معارف الهى دلالت دارد
[١]. همان جا
[٢]. همان، ص ٨٦