حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧٩ - اصول
بردهاند-، دقيق نيست و بر خلاف اصطلاح رايج آن، در عصر شيخ طوسى است.
از اين چهارصد عنوان، برخى با تعبير «اصل» در فهرستنامهها معرّفى شدهاند و برخى با تعبير «كتاب» و تنها مصنّفات از اين گونه نوشتهها خارج مىگردند.
نكته ديگرى كه مىتوان از اين نظريه، استنباط كرد، اين است كه: اين تعبير كه «اصحاب امام صادق عليه السلام، چهارصد اصل نوشتهاند» نيز صادق خواهد بود؛ زيرا مىتوان در ميان آثار اصحاب امام صادق عليه السلام، چنين تعدادى را با عنوان اصل و كتابْ نشان داد.
اينك پس از اين درآمد، مطالب در سه بخش عرضه مىگردد:
١. معرّفى اصول؛ ٢. معرّفى كتب؛ ٣. تحليل و بررسى نتايج و شناسايى موارد قابل بازسازى.[١]
اصول
پيش از معرّفى اصول، ذكر چند نكته، مفيد است:
١. شيخ طوسى در الفهرست، در شرح حال حميد بن زياد مىنويسد:
... ثقه كثير التصانيف، روى الاصول أكثرها، له كتب كثيرة على عدد كتب الاصول.[٢]
اين تعبير، دو شاهد دارد كه تعداد اصول نزد شيخ طوسى، معلوم بوده است: يكى آن كه مىگويد: حميد بن زياد، اكثر آنها را روايت كرده و ديگر آن كه كتابهاى وى را به تعداد كتب اصول مىداند. ضمناً معلوم مىشود كه كتابهايش نيز فراواناند؛ چون او را با وصف «كثير التصانيف» ياد كرده است.
از سوى ديگر در الفهرست، افراد كثير التصنيف- كه دويست يا سيصد اثر داشتهاند-
[١]. بخشهاى دوم و سوم اين مقال، در دفتر ديگرى از حديث پژوهى خواهند آمد، إن شاء اللَّه
[٢]. الفهرست، ص ٦٠( ش ٢٢٨)