حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٦ - ٤ اصالت قرآن و حجيت حديث
مسلمانان را از تفسير به رأى پرهيز مىدهند و نيز فهم قرآن را دور از دسترس عقل مىدانند و آنان را با حديث ثقلين و مانند آن، به قرآن و عترت، ارجاع مىدهند. جمع ميان اين ادلّه، چنين دستاوردى دارد.
٤. اصالت قرآن و حجّيت حديث
بارزترين فردى كه اين رأى را مىتوان بدو نسبت داد، علّامه طباطبايى است. ايشان قرآن را مستقلّاً قابل فهم و درك مىداند و در كتابهايش (الميزان فى تفسير القرآن و قرآن در اسلام)، بر آن تأكيد ورزيده است؛ البته به حجّيت حديث و سنّت اعتقاد دارد و درباره چگونگى آن نيز بحثهايى را مطرح مىكند.
اين نظريه، بر دو ركنْ استوار است: يكى آن كه قرآن، به صورت مستقل، قابل فهم و تفسير است و از اين جهت، وابسته و نيازمند به حديث نيست. ديگر آن كه حديث، حجّيت داشته، در كنار قرآن در دينشناسى، جايگاهى قابل توجّه دارد.
وى درباره ركن اوّل مىنويسد:
فالحقّ إنّ الطريق إلى فهم القرآن، غير مسدود، و إنّ البيان الإلهى والذكر الحكيم بنفسه هو الطريق الهادى إلى نفسه، أى أنّه لا يحتاج فى تبيين مقاصده إلى طريق؛[١]
حقيقتْ آن است كه راهِ فهمِ قرآن، بسته نيست و كتاب خداوند، خود، راهى براى فهم خودش است؛ يعنى براى تبيين مقاصدش به راهى ديگر نيازمند نيست.
همچنين در كتاب قرآن در اسلام، اين عقيده را چنين شرح مىدهد:
برخى گفتهاند كه در تفهيم مرادات قرآن، به بيان تنها پيامبر صلى الله عليه و آله و يا به بيان آن حضرت و اهل بيت گرامىاش بايد رجوع كرد؛ ولى اين سخن، قابل قبول نيست، زيرا حجّيت بيان پيامبر خدا و امامان عليهم السلام را نيز از قرآن بايد استخراج كرد. بنا بر اين، چگونه مىتوان تصوّر كرد كه حجّيت دلالت قرآن، به بيان ايشان متوقّف باشد، بلكه در اثبات اصل رسالت و امامت، بايد به دامن قرآن- كه سند نبوّت است-، چنگ زد.
[١]. الميزان، ج ٣، ص ٨٦