حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٤٢ - ٨ بررسى جنسيتى تلاش هاى حديثى
دوم. يكى از محورهاى هفتگانهاى كه در اين جا از آن سخن مىرود، مطالعه جغرافيايى رخدادهاى حديثى است. در اين مطالعه، يك حوزه جغرافيايى، مورد بررسى قرار مىگيرد و به تحوّلات حديثى در آن ظرف مكانى، نگريسته مىشود. از اين گونه مطالعات، مىتوان به عنوان مطالعه درباره «مراكز حديثى» ياد كرد، مشروط بر آن كه تعدادى قابل توجّه از راويان، از آن شهر برخاسته باشند، يا تعدادى قابل توجّه از آثار و مكتوبات حديثى، در آن شهر نگاشته شده باشد، يا حلقههاى درسى مهم، در آن شهر، برپا بوده است و يا يك تفكّر تأثيرگذار در زمينههاى حديثى در آن شهر، شكل گرفته باشد.
با توجّه به آنچه ياد شد، زمانى مىتوان يك محل جغرافيايى را به عنوان «مركز حديثى» به شمار آورد كه تعدادى از اين شرايط را دارا باشد:
- وجود راويان و محدّثان چشمگير در آن محل و يا برخاسته از آن؛
- تدوين آثار حديثى و علوم حديثى چشمگير در آن محل؛
- شكلگيرى انديشه تأثيرگذار در آن ناحيه؛
- مدارس و حلقههاى درسى چشمگير.
گفتنى است كه بسيارى از اوقات، اين مقولهها با هم شكل گرفته و تفكيكناپذيرند. ناگفته پيداست كه اگر در محلى، فقط برخى از اين عواملْ حضور داشته باشند، باز هم مىتوان آن محل را «مركز حديثى» قلمداد كرد.
مطالعاتى از اين دست- كه به برخى از آنها اشاره شد-، همگى در بيست سال اخير شكل گرفتهاند.
اصطلاح «المدرسة»، در زبان عربى، براى اين گونه مطالعات به كار رفته است؛ ولى در زبان فارسى، گاه با عنوان «مراكز حديثى» و گاه با عنوان «مكتب حديثى» از آن ياد شده است.