حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٩ - يك كميل بن زياد نخعى
٧. نامه حضرت على عليه السلام به كميل، هنگامى كه فرماندار هيت بود (نهج البلاغة، نامه ٦١؛ الغدير، ج ١١، ص ١٩).
٨. حديثى در فضيلت لاحول ولا قوّة إلّاباللَّه، از رسول خدا كه از ابوهريره نقل كرده است (تاريخ الإسلام، ج ٢، ص ٣؛ المستدرك، ج ١، ص ٥١٧؛ مسند أحمد، ج ٢، ص ٣٠٩ و ٥٢٠ و ٥٣٧.
٩. حديثى در حقيقت توبه و استغفار (تحف العقول، ص ١٣٨- ١٣٩؛ وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٣٦١- ٣٦٢).
١٠. حديثى در تبيين گرهگشايى از كار ديگران (البداية والنهاية، ج ٢، ص ٢٧١؛ الدلائل، ج ٥، ص ٣٤١؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٦٦٣، ح ٨٣٩٩).
١١. نقل اخبار حضرت امير از غيب كه در آن، مردى با صداى حزين، قرآن مىخواند و امام عليه السلام، او را از اهل آتش مىداند (إرشاد القلوب، ج ٢، ص ٢٠١، مؤسسة الأعلمى و ج ٢، ص ٢٢٦، منشورات الرضى).
١٢. ناقل تبعيد ابوذر، به شام، توسط عثمان (الغدير، ج ٨، ص ٢٩٤ و ٣٢٥).
١٣. ناقل روايت: أخوك دينك فاحتط لدينك (الأمالى، مفيد، ص ٢٨٣).
١٤. روايتى را از على عليه السلام نقل مىكند كه از شهر خارج شديم و حضرت فرمود: يا أهل القبور (كنز العمّال، ج ٣، ص ٦٩٧، ح ٨٤٩٥).
١٥. ناقل روايت: إنّ حسبى حسب النبىّ صلى الله عليه و آله و عرضى عرضه (شرح الأخبار، ج ٢، ص ٢٠٩).
١٦. ناقل روايتى از امير مؤمنان عليه السلام كه با پيامبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر بود و عبداللَّه بن مسعود نماز مىخواند (المستدرك، ج ٣، ص ٣١٧؛ كنزالعمّال، ج ١٣، ص ٤٦٣، ح ٣٧٢٠٤).
از تأمّل در نقلهاى كميل، دو نكته، آشكار مىشود؛ يكى اين كه بيشتر احاديث نقل شده توسط او، داراى مضامين اخلاقى و عرفانى است و ديگر اين كه وى، حديثى را مستقيم از پيامبر روايت نكرده است؛ بلكه اين احاديث، يا منقول از امام على عليه السلام است و يا با واسطه، از رسول خدا نقل شده است.