حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣٦ - متن رساله
بيان شرافت او مىگويد كه چنانچه تو منى، من نيز توام. اگرچه در واقع و نفس الأمر، من منم و تو تويى.
مثلًا حديده محمات، كارش در مقام قرب، به جايى مىرسد كه فرقى در ميانه او و نار، ظاهر نيست. پس او «أنا النّار» مىگويد و نار هم از براى اظهار شرافت او در مقام قرب، تصديق او كرده، قبول اتّحاد مىكند. و مفاعيل در اين مقام، مختلفاند به قدر اختلاف صفاى خود و اختلاف انفعال خود؛ و هريك در رتبه خود صادقاند. پس وزن «أنا النّار» گفتن حديده محمات، به قدر صفاى اوست و نقره صافيه، به قدر صفاى آن و طلاى خالص، به قدر جلاى او، و الماس، به قدر طاقت خود وهكذا فى كل شىء بحسبه.
و مسئله، در انفعال هر شىء به فعل اللَّه، بعينه، همين طور است در زمانيات، به اختلاف مراتب آنها و همچنين آنچه در دهر و ملكوت و جبروت و لاهوت است تا اوّل، صادر از فعل اللَّه و موجودٌ مع وجود فعل اللَّه؛ و جميعاً در ادّعاى خود صادقاند؛ لكن هر يك به حسب خودند، نه به حسب مافوق و ما تحت خود؛ و جميعاً آية اللَّهاند و مخبر عن فعل اللَّه و عن اللَّهاند و حال آن كه درواقع و نفس الأمر، نه فعل اللَّهاند و نه ذات اللَّه؛ بلكه عين اللَّه و اذُن اللَّه و لسان اللَّه و وجه اللَّه و يداللَّه و ... اللَّهاند و فعلشان فعل اللَّه و امرشان امر اللَّه و نهىشان نهى اللَّه و حبّشان حبّ اللَّه و بغضشان بغض اللَّه است وهكذا؛ وهكذا فى ساير الصفات الفعليّة.
بلكه در حق حضرت سلطان الأولياء- عليه آلاف التحيّة والثناء- در زيارت صفوان، «قلب اللَّه الواعى ونفس اللَّه القائمة فيه بالسنن»[١] فرمودهاند از براى آن كه اهل محبّت، در معرفت باطن، آيه سراپا هدايه «وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ»[٢] را به طور معرفت نورانيه
[١]. بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ٣٣٠- ٣٣١. در حديثى از حضرت امير عليه السلام نيز اين مضمون، نقل شده است( التوحيد، ص ١٦٤، ح ١)
[٢]. سوره آل عمران، آيه ٢٨ و ٣٠