حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣٤ - متن رساله
فعليه الهيّه است كه آن، حادث بنفسه است و محلّ اثبات و سلب است. چنانچه رواست كه بگويى خلقْ فرموده اين را و خلقْ نفرموده آن را و عزّت دادْ فلان را و عزّت نداده آن را و امثال ذلك، از ساير صفات فعليه كه از جمله آنها تردّد است.
و فى الجمله، توضيح اين كلام، اين است كه فعل اللَّه، موجد اشيا است و از جمله اشيا، افعال عبادات. چنانچه در كلام مبارك خود در سوره صافّات مىفرمايد كه: وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ؛[١] يعنى خداوند، خلق فرموده است شما را و آنچه را كه شما به عمل مىآوريد. پس به صريحِ اين آيه مباركه و ادلّه متعدّده ديگر- كه در مسئله اثبات اختيار از براى مكلّفينْ ذكر كردهايم-، چنين مىگوييم كه افعال اختياريه عباد (اصل فعل و اختيار فعل) از خودشان است ولكن اللَّه عز و جل اختيار و فعل ايشان را از براى اتمام حجّت براى ايشان خلق مىفرمايد. پس، طالبِ اقبال را اقبالْ عطا مىفرمايد تا ظاهر شود سعادت او؛ و مايل به ادبار را ادبارْ عطا مىفرمايد تا ظاهر شود شقاوت او، چنانچه در حديث قدسى مىفرمايد كه: طوبى لعبد أجريت بيده الخير وويل لعبد أجريت بيده الشرّ.[٢] و از براى شخص مردّد، تردّد خلق مىفرمايد تا واضح شود كه شكّاك و مردّد است.
پس چنانچه فعل عبد، موصوف مىشود به اقبال و ادبار و تردّد، مشيّت اللَّه هم- كه موجد آنهاست-، بالعَرَض، موصوف مىشود به صفات مفعولش. چنانچه مىگويى:
«مشيّت امكانيه»، از بابت اين كه خلقْ امكان كرده، و «مشيّت كونيّه»، به علّت آن كه خلقْ كون فرموده. پس امكانيه و كونيّه، اوّلًا و بالذّات، صفت مفعولاند؛ و ثانياً و بالعرض، صفت فعلاند. مثل آن كه در علم نحو مىگويند كه «زيدُ أبوه عالم».
موصوف به علم، ابوه است، اوّلًا و بالذّات و زيد است؛ ثانياً و بالعرض. پس در
[١]. سوره صافات، آيه ٩٥
[٢]. الجواهر السنيّة فى الأحاديث القدسيّة، ص ٤٣