حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٧ - فلسفه حديث و علوم حديث
درآمد
رونق مطالعات حديثى در ميان مسلمانان، اعم از شيعه و اهل سنّت، ستودنى است. عامل اين اقبال، خواه ناخُن زدنهاى مستشرقان باشد و يا انگيزشهاى درونى در جوامع اسلامى، بايد آن را به فال نيك گرفت.
تأسيس رشتهها و دانشكدههاى تخصصى حديث، راهاندازى نشريات اختصاصى، برگزارى نشستهاى علمى، راهاندازى پايگاههاى اينترنتى و ... همه، جلوههايى از اين رونق و اقبالاند. اين مطالعات، با تمام تنوّع و گستردگى، مطلوب و بلكه لازماند، ليكن بر خبرگان و نخبگان حوزه حديث است كه در جهتدهى و هدايت كلان اين تلاشها به سوى نيازهاى واقعى، استفاده از روشهاى علمى و خردمندانه، منظور داشتن واقعيتهاى تاريخى حديث و منظور كردن واقعيتهاى زندگى انسانها بكوشند و نگاه آسيبشناسانه به اين فعاليتها را دريغ ندارند. پرهيز از آفتها، گشودن افقهاى جديد پژوهش، جهتدهى تحقيقات به سمت رفع نيازهاى زندگى انسان و كاربردى كردن بخشى از مطالعات حديثى، برخى از دغدغههايى است كه مىبايد نخبگان حوزه حديث، بدان اهتمام ورزند.
در مقدمه جلد اوّل، بايستههاى پژوهش در زمينه حديث را در پنج عنوان، خلاصه كرديم:
١. آمادهسازى و عرضه ميراثگذشته (بازسازى متونمفقود و تصحيح متون موجود)؛ ٢. فلسفه علوم حديث؛ ٣. تاريخ حديث؛ ٤. ارزيابى انتساب و صدور؛ ٥. فقه الحديث.
اينك و در اين مقدمه، قدرى درباره «فلسفه حديثو علوم حديث» بهبحث مىنشينيم.
فلسفه حديث و علوم حديث
فلسفه حديث، نامى نو و تازه است و تا آن جا كه تتبع و جستجوى نگارنده نشان مىدهد،