حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٥ - ٣ اصالت قرآن و حديث
آية اللَّه خويى، تفسير را «ايضاح مراد اللَّه تعالى من كتابه العزيز» مىداند و در پى بردن به تفسير (يعنى ايضاح مراد اللَّه)، چنين مىگويد:
ولا بدّ للمفسّر من أن يتّبع الظواهر الّتى يفهمها العربى الصحيح فقد بينا لك حجّية الظواهر أو يتبع ما حكم به العقل الفطرى الصحيح فإنّه حجّة من الداخل كما أنّ النبى حجّة من الخارج، أو يتّبع ما ثبت عن المعصومين عليهم السلام، فإنّهم المراجع فى الدين، والذين أوصى النبى صلى الله عليه و آله بوجوب التمسّك بهم؛[١]
مفسّر بايد از ظواهرى كه عربزبانها مىدانند، تبعيت كند؛ چرا كه ظواهر، حجّتاند و يا از حكم عقل فطرى صحيح پيروى كند كه حجّت داخلى است، همچنان كه پيامبر، حجّت بيرونى است و يا از معصومان تبعيت كند؛ زيرا آنان مرجع دينىاند و پيامبر، مسلمانان را به تمسّك به آنان وصيّت كرده است.
همچنين ايشان درباره نسخ قرآن به سنّت مىفرمايد:
حكمى كه با قرآنْ ثابت شده، با سنّت متواتر و اجماع قطعى- كه كاشف از صدور نَسخ از معصوم باشد-، نسخ مىگردد و هيچ شبهه عقلى و نقلىاى در اينگونه نسخ، راه ندارد و اگر موردى برايش يافت شود، از آن تبعيت مىگردد، و به نسخْ ملتزم نمىشود. و البته كه نَسخ، با خبر واحد، ثابت نمىشود.[٢] گفتنى است كه ايشان دايره نَسخ را تا پس از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز ممتد مىداند.[٣] خلاصه اين كه، طرفداران اين نظريه چنين عقيده دارند:
١. برخى از آيات قرآن- كه ميزان آن هم كم نيست- جز با حديث، قابل فهم نيست.
٢. آيات قرآن، با حديث نسخ مىشود.
به نظر مىرسد كه مستند اين رأى، جمع ميان آيات و اخبار گوناگون است. قرآن از يك سو، بخشى از آيات خود را شبيه هم مىداند و از سوى ديگر، برخى از روايتها
[١]. البيان فى تفسير القرآن، ص ٣٩٧- ٣٩٨
[٢]. همان، ص ٢٨٦
[٣]. محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٣١٩