حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٦ - يك كميل بن زياد نخعى
ما پيامبران، مأمور شديم كه مردمان را بر جايگاه خود بنشانيم و با آنان، به اندازه خودشان سخن بگوييم.
اميرمؤمنان نيز فرمود:
وليس كلّ العلم يستطيع صاحب العلم أن يفسّره لكلّ الناس لأنّ منهم القوى والضعيف ولأنّ منه ما يطاق حمله ومنه ما لا يطاق حمله.[١]
صاحبان دانش نمىتوانند همه دانش را براى مردم تفسير كنند؛ زيرا برخى مردمان، توانا و برخى ناتواناند؛ همان گونه كه بخشهايى از دانش را مىتوان دريافت و بخشى ديگر را نمىتوان يافت.
بزرگان دين، اين سفارشها را خود، در هدايت و تبليغ، با دقّت تمام، اجرا مىكردند.
يكى از مضامين عرفانىاى كه در پارهاى منابع حديثى، منقول است (و گوياى همين نكته پيشگفته)، روايتى است معروف به «حديث حقيقت» كه كميل بن زياد نخعى، آن را از اميرمؤمنان عليه السلام روايت كرده است. در اين روايت، كميل، ابتدا از حقيقت مىپرسد و حضرت على، از پاسخ سر بازمىزند و با اصرار كميل، رشحههايى از حقيقت را باز مىنمايد.
اين حديث، مورد شرح و تفسير بسيار قرار گرفته است. در اين جا، به تصحيح و ارائه يكى از آن شروح مىپردازيم. پيش از نقل رساله، مطالبى را به عنوان درآمد، پيرامون كميل، حديث حقيقت، مصادر و شروح آن، صاحب اين رساله و نسخههايش در چهار بخش خواهيم آورد.
يك. كميل بن زياد نخعى
كميل بن زياد نخعى، يكى از شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام و همراهان وى و فرزند
[١]. بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ١٤١