حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٥ - ١ اصالت قرآن و نفى حجيت حديث
مىتوان آنها را در چهارگروه دستهبندى كرد:
١. اصالت قرآن و نفى حجّيت حديث؛
٢. اصالت حديث و عدم حجّيت ظواهر قرآن؛
٣. اصالت قرآن و حديث؛
٤. اصالت قرآن و حجّيت حديث.
پيش از ورود به اين بحث بايد توجّه داشت كه اين مسئله، بسيار دقيق بوده، خطر لغزش در آن زياد است. بسيارى به قصد دفاع از قرآن، سنّت را منكر شدهاند و گروهى به قصد خدمت به سنّت، قرآن را از صحنه، بيرون راندهاند. تشخيص راه درست و تعيين جايگاه هر كدام، به دقّت و تأمّل و صبورى در پژوهش، خوددارى از پيشداورى و رعايت ضوابط و اصول قرآنى و حديثى نيازمند است. اميد است كه اين نوشتار مختصر، خود، از اين اصول فراتر نرود.
اينك به شرح اجمالى اين ديدگاهها و بيان مستندات آنها پرداخته مىشود.
١. اصالت قرآن و نفى حجّيت حديث
اين ديدگاه، نخستين بار از سوى خليفه دوم ابراز شد. وى هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله قلم و كاغذ خواست تا وصيّت كند، جمله «حسبنا كتاب اللَّه»[١] را بر زبان راند. پس از آن، در اواخر قرن دوم هجرى، گروهى به انكار سنّت و عدم اعتنا بدان برخاستند. امام شافعى (١٥٠- ٢٠٤ ق) در الامّ، كتاب جماع العلم، بابى را با عنوان «باب حكاية قول الطائفة الّتى ردّت الأخبار كلها» بدين مسئله اختصاص داده، گفتگوى خود با برخى از آنان را
[١]. ر. ك: صحيح البخارى، ج ١، ص ٣٦ و ج ٥، ص ١٣٧ و ج ٧، ص ٩؛ صحيح مسلم، ج ٥، ص ٧٥؛ مسند أحمد، ج ١، ص ٣٢٤ و ٣٣٦؛ المصنّف عبدالرزّاق، ج ٥، ص ٤٣٨؛ السنن الكبرى، ج ٣، ص ٤٣٣ و ٣٦٠؛ الطبقات الكبرى، ج ٢، ص ٢٤٤؛ البداية والنهاية، ج ٥، ص ٢٤٧