حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٧ - يك منبع شناسى توصيفى
روشن است آن كسى كه در فضاى بدون تعلّق و آزاد مىانديشد، با بسيارى از ابهامات روبهرو مىشود و بر مسائل بسيارى خرده مىگيرد؛ چنان كه اگر ما نيز به مطالعه فرهنگ و آيينهاى ديگر بپردازيم، همين گونه رفتار خواهيم كرد.
٣. مطالعات خاورشناسان در حوزه اسلام، جنبههاى گستردهاى دارد كه از ميان آنها مىتوان به قرآن، حديث، زن، تاريخ اسلام، فقه، فلسفه و ... اشاره كرد.
ايشان در هر زمينهاى، آثار فراوانى منتشر ساختهاند و آن آثار، بازتابهاى گستردهاى در بين مسلمانان داشته و مورد نقد و تحليل قرار گرفتهاند.
حديث و روايت، از نظر جايگاه و اهمّيت، دومين عرصه مطالعات اسلامشناسىِ خاورشناسان به شمار مىرود؛ چرا كه روايت، دومين منبع دينشناسى است و فقه، زن و تاريخ اسلام نيز تا اندازه زيادى، ريشه در آن دارد.
متأسّفانه، اين گونه مباحث و نقد و تحليلها تا كنون، به حوزه ادبيات فارسى، راه نيافتهاند؛ امّا در آثار عربى، تا حدّ چشمگيرى، ظهور پيدا كردهاند (چه تأثيرپذيرى مسلمانان عرب و چه مقابله و رويارويى آنان).
اين نوشتار، در صدد است تا دورنمايى از فعاليتهاى انجام يافته، شخصيتها و مسئلهها را به دست دهد، بدان اميد كه محقّقان و پژوهشگران شيعى و ايرانى، به سرچشمه تفكّرات و انديشههاى خاورشناسان- كه به صورت غيرمستقيم در فرهنگ و انديشه ايرانى وارد مىشود- روكرده، آنها را مورد نقد و تحليل قرار دهند.
برپايه آنچه گفته شد، مباحث اين مقاله، در دو بخش پى گرفته مىشود:
١. منبعشناسى توصيفى، ٢. مسئلهشناسى.
يك. منبعشناسى توصيفى
منابع مربوط به استشراق و حديث، در دو گروه دستهبندى مىشوند: گروه اوّل، منابع